تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
( 1 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : ايمان ، گرايش به دل و گفتار به زبان و كردار به اندامها باشد . ( 2 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : توانگرى به فزونى خواسته ( و دارايى ) نيست بلكه توانگرى ، بىنيازى دل است . ( 3 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : بد ناكردن ، صدقه است . ( 4 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : چهار چيز است كه هر صاحبدل خردمندى از امّت مرا بايسته است . عرض شد : اى پيامبر خدا آنها چه هستند ؟ فرمود : شنيدن دانش ، و به ياد سپردن آن ، و گستردن ، و به كار بستن آن . ( 5 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : به راستى پاره‌اى سخنان ، جادو و برخى دانشها ، نادانى و برخى گفتارها ، بىزبانى است . « 51 » ( 6 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : سنّت دو روش است : روشى كه به كار بستنش واجب و عمل به آن پس از من ، رهيابى و تركش گمراهى است ، و روشى كه واجب نيست اما به كار بستنش فضيلت دارد و تركش گناه نيست . ( 7 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : هر كه به بهاى خشم خدا چيره‌دستى را خرسند سازد از دين خدا بيرون است . ( 8 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : نيكو كار ، بهتر از نيكى و بدكار ، بدتر از بدى است . « 52 » ( 9 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : كسى را كه خداوند از خوارى نافرمانيها به والايى فرمانبردارى برآورد ، بىثروت توانگرش ساخته و بىتبارى عزيزش كرده و بىهمدمى آرامشش بخشيده است . و هر كه از خدا بترسد ، خدا همه چيز را از او بترساند و آن كه از خدا نترسد خدا از هر چيزش بترساند . و هر كه از خدا به روزى اندك خرسند باشد ، خدا از وى به كردارى اندك خرسند است . و هر كه از كسب زندگى حلال شرم نكند ، كم خرج و آسوده خاطر باشد و خانواده‌اش در آسايش بسر برند . و هر كه به دنيا بىرغبتى ورزد ، خداوند حكمت را در دلش استوار سازد و زبانش را بدان گويا دارد و وى را به عيبهاى جهان بينا كند و درد و درمان آن را به دو بياموزد و به ايمنى از دنيا به سراى جاودانش برد . ( 10 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : از لغزشهاى گرفتاران درگذريد . ( 11 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : بىرغبتى به دنيا كوتاه كردن آرزو و سپاسدارى هر نعمت و خوددارى از چيزهايى است كه خدا حرام كرده است . ( 12 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : هيچ كار نيكى را براى خود نمايى مكن و انجام هيچ كار نيكى را به سبب شرم وامگذار .
هامش
( 51 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « عيّا » « غيّا - گمراهى » آمده است . ( 52 ) در نهج البلاغه آمده است : « نيكو كار بهتر از خود نيكى و تبهكار بدتر از خود بدى است . »