تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
( 1 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : از امّت من نه چيز برداشته شد : خطا ، و فراموشى ، و آنچه به ناخوشايندى بر آن وادار شوند ، و آنچه ندانند ، و آنچه تابش را ندارند ، و آنچه بدان ناچار گردند ، و رشك ، و فال بد ، و انديشهء همراه با وسوسه در آفرينش تا بر لب و زبان نياورند . « 37 » ( 2 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : هيچ يك از شما از اين كه رؤيايى به خواب نبيند ، ملول نشود زيرا چون ( آدمى ) در دانش استوار شد خواب ديدن و رؤيا از او برداشته شود . ( 3 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : چون دو دسته از امّت من خوب باشند تمامى امّتم خوب شوند و چون آن دو دسته بد باشند امّتم ( نيز ) تباه گردند . گفتند : اى پيامبر خدا آن دو دسته كدامند ؟ فرمود : دانشمندان و فرمانروايان . ( 4 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : پرخردترين مردم خداترسترين و فرمانبردارترين آنان از خداست و كم‌خردترين مردم ترسنده‌ترين آنان از سلطان و فرمانبردارترين ايشان نسبت به اوست . ( 5 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : همنشينى با سه گروه دل را بميراند : نشستن با فرومايگان و گفتگو
هامش
( 37 ) ظاهرا جمله « تا بر لب و زبان نياورند » مربوط به هر سه امر يعنى رشك و فال بد و وسوسه انديشى است و حديثى كه در كافى ج 2 ص 463 آمده است نيز همين استنباط را تأييد مىكند كه گويد : « پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : نه خصلت از امّت من برداشته شد : خطا و فراموشى و آنچه ندانند و آنچه بر آن تاب نيارند و آنچه بدان ناچار آيند و آنچه به اكراه بدان وادار شوند و فال بد و وسوسه‌انديشى در آفرينش و رشك كه آشكار نكنند و بر دست و زبان نگذرانند . » و شايد مراد از « التفكر في الوسوسة في الخلق » ( كه در متن آمده است ) يا « الوسوسة في التفكر في الخلق » ( كه در كافى آمده ) انديشيدن به وسوسه‌اى باشد كه شيطان در نفس آدمى پيرامون احوال آفريدگان و بدگمانى به كردار و احوال ايشان مىافكند . ( كه در اين صورت كلمهء « خلق » نه به معنى آفرينش بلكه به معنى « مخلوق و آفريدگان » گرفته مىشود . - م . ) و ممكن است كه از جانب نويسندهء نسخهء تقدّم و تأخرى معمول شده باشد و درست آن « الوسوسة في التفكر في الخلق » باشد چنان كه در كافى به اين صورت آمده است و چنان كه گفته‌اند : « وسوسهء شيطان بر آدمى هنگام انديشيدن به آفرينش » و در خبر روايت شده است : « سه چيز است كه كسى از آنها در امان نيست : فال بد ، و رشك ، و بدگمانى » . بايد دانست كه اين موارد ناگزير بايستى به صورتى باشد كه خرد زشتى آنها را در نيابد و مقدّمات آن به دست شخص مكلّف و از جانب او فراهم شود تا آنكه برداشتن آنها از امّت ، منّتى محسوب شود و نظير آن گفتهء خداوند تعالى در آخر سورهء بقره است كه فرمايد : « بار الها ما را بر آنچه به فراموشى يا به خطا كرده‌ايم مؤاخذه مكن ، بار الها تكليف گران و طاقت فرسا چنان كه بر پيشينيان ما نهادى بر ما مگذار ، بار الها تكليفى فوق طاقت ما بر دوشمان منه . . . . تا پايان آيه » براى مطالعهء تفصيل مطلب به اصل برائت در كتابهاى اصول فقه مراجعه شود . ( به تصوّر بندهء مترجم شايد در جمله « التفكر في الوسوسة - يا ( الوسوسة في التفكر ) - في الخلق » كلمهء اخير « الخالق » باشد و مراد آن است كه « انديشيدن در آفرينش انديشه‌اى صحيح است ولى انديشيدن در كنه ذات آفريننده و خالق ، چون راه به جايى نمىبرد و چه بسا آدمى را به بيراه كشد وسوسه محسوب مىشود و در همين معنى است كه شيخ محمود شبسترى گويد :در آلا فكر كردن شرط راهست * ولى در ذات حقّ محض گناه است .- م . )
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 56 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى