خدا و سزاوارانش روا نباشد ، و كسى كه خود را در مرتبهاى غير از آنچه خدا وى را در آن نهاده قرار دهد خدايش دشمن دارد و هر كس مردم را به خود خواند و بگويد من سرور شمايم « 19 » و شايستهء سرورى نباشد ، خدايش ننگرد تا از گفتهء ( بيجاى ) خويش برگردد و از آنچه ادّعا كرده است به درگاه خدا توبه كند .
( 1 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : عيسى بن مريم حوارّيان را گفت : خود را دوست خدا كنيد و به او نزديك شويد . گفتند : اى روح خدا ، چگونه خود را دوست خدا كنيم و به او نزديك شويم ؟ گفت : با دشمن داشتن مردم نافرمان و ( اين كه ) خشنودى خدا را با به خشم آوردن آنان بجوييد . گفتند : اى روح خدا ، در اين صورت با كه همنشينى كنيم ؟ گفت : با آن كه ديدارش شما را به ياد خدا اندازد و گفتارش بر دانشتان بيفزايد و كردارش شما را به سراى ديگر دلسپرده سازد .
( 2 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : بيگانهترين فرد شما از من بخيل هرزهدارى است .
( 3 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : بد خويى ناشگون است .
( 4 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : چون ديديد مردى در آنچه گويد يا بدان چه در بارهء او گويند بىپرواست ، به راستى ( بدانيد ) كه ناپاك زاده يا زادهء ابليس است .
( 5 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : به راستى خدا بهشت را بر هر بدزبان هرزهدراى كم آزرمى كه پروا ندارد چه گويد و چه در حقّش گويند ، حرام كرده است . هان ، به درستى اگر به نسبش برسى او را جز ناپاك زاده يا ابليس نطفه نيابى . كسى گفت : اى پيامبر خدا آيا در ميان مردم ابليسان باشند ؟ فرمود :
آرى ، مگر گفتهء خدا را نخواندهاى كه ( ابليس را ) گفت :
وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ
- در دارايى و فرزندان با ايشان شريك شو « 20 » ( 6 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : به هر كه سود رسانى سودت رساند ، و هر كه در برابر ناگواريهاى روزگار شكيبايى نيندوزد ناتوان گردد ، و هر كه از مردم توشه برگيرد از او توشه برگيرند ، و هر كه آنان را وانهد از او دست نكشند . كسى گفت : اى پيامبر خدا پس چه كنم ؟ فرمود : از داشتهء خود براى روز ناداريت به ايشان وام ده .
( 7 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : آيا شما را به بهترين اخلاق در دنيا و آخرت رهنمايى نكنم ؟ ( بهترين اخلاق آن است كه ) با كسى كه از تو بريده بپيوندى و به كسى كه از تو دريغ داشته بخشش كنى و از كسى كه به تو ستم كرده درگذرى .
( 8 ) روزى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله بيرون رفت و مردمى سنگ بر مىگرفتند ( وزنه پرانى مىكردند ) . « 21 »
هامش
( 19 ) در پارهاى نسخهها به جاى « انا رئيسكم » « انا وليّكم - من ولىّ شمايم » آمده است .
( 20 ) الاسراء ، 64 .
( 21 ) در پارهاى نسخهها به جاى « يدحون حجرا - سنگ مىپراندند » « يدحرجون حجرا - سنگ مىغلتاندند » آمده ( و در هر حال مراد وزنه بردارى و زور آزمايى به افكندن يا غلتاندن سنگهاى گران است . - م . )