تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
( 1 ) مردى نزد آن حضرت آمد و گفت : اى پيامبر خدا مرا سفارشى فرماى ! فرمود : هيچ چيز را با خدا انباز مساز گرچه به آتش بسوزندت و هر چند شكنجه شوى در مقابل ، دلت به ايمان آرام و قرار يابد . پدر و مادرت را گوش به فرمان باش و چه زنده باشند و چه مرده ، بدانان نيكى كن و اگر تو را دستورى فرمايند كه از خانواده و دارايى خويش دست كشى ، چنان كن كه اين از ايمان باشد . نماز واجب را به عمد وامگذار زيرا كسى كه نماز واجب را به عمد واگذارد زنهار خدا از او برداشته شود ، از نوشيدن مى و هر مستىآور ديگر دورى كن كه اين هر دو كليد هر شرّى باشد . ( 2 ) مردى از تميميان كه او را ابو اميّه مىخواندند نزد وى آمد و گفت : اى محمّد مردم را به چه فرا مىخوانى ؟ پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « به سوى خدا ، با دلى بينا مىخوانم كه از من و پيروان من پيروى كنند » من بدان كس فرا مىخوانم كه چون تو را زيانى رسد و او را بخوانى آن را از تو دور سازد و چون گرفتار آيى و از او مدد خواهى ياريت دهد و اگر نادار باشى و از او درخواست كنى توانگرت كند . پس گفت : اى محمّد سفارشيم فرماى ! فرمود : خشم مگير . گفت : براينم بيفزاى ! فرمود : مردم را دشنام مگوى كه دشمن آفرينى كنى . گفت : بيشترم گوى . فرمود : از نيكى كردن به شايستگان آن دريغ مدار . گفت : افزونترم گوى . فرمود : مردم را دوست بدار تا آنان نيز تو را دوست بدارند و با برادر خويش با رويى گشاده برخورد كن و دژم خويى مكن كه دژم‌خوئيت از آخرت و دنيا باز دارد و تا نيمهء ساق پا جامه بيفكن و بپرهيز از آنكه ازار و پيراهن خود را چندان دراز گيرى كه بر زمين بكشد زيرا اين كار ( دامن كشان گذشتن ) نشانهء تكبر است و خداوند تكبّر را دوست نمىدارد . ( 3 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : خداوند دشمن دارد : پير زناكار و توانگر ستمكار و بينواى تكبر شعار و گداى پر اصرار را ، و ناديده گيرد : مزد بخشندهء منّت گذار را و نكوهيده دارد خوشگذران بىپرواى دروغزن بيعار را . ( 4 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : هر كه درويش نمايى كند درويش گردد . ( 5 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : سازگارى با مردم نيمى از ايمان و نرم رفتارى با آنان نيمى از زندگانى است . ( 6 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : سرآمد خرد پس از ايمان به خدا ، سازگارى با مردم است تا آنجا كه به ترك حقّى نينجامد . و از نيكبختى مرد است كه ريش او سبك باشد . « 14 » ( 7 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : من پس از نهى شدن از پرستش بتها از چيزى به اندازهء ستيزه كردن با مردم نهى نشدم . ( 8 ) و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : هر كه با مسلمانى دغلى كند يا زيانش رساند و يا نيرنگش زند ، از ما نيست .
هامش
( 14 ) مراد از سبكى ، كوتاهى ريش است و گفته‌اند درازى ريش افزون بر يك قبضه نشان كم عقلى است . - م .