دارد .
( 1 ) به حقيقت به شما مىگويم : به راستى ، دانشمند را به وسيلهء نادان سنجند و نادان را به وسيلهء هواى نفسش ، به شما سفارش مىكنم كه بر دهانهايتان مهر خموشى زنيد تا آنچه براى شما گفتنش روا نيست از آنها بيرون نيايد .
( 2 ) به حقيقت به شما مىگويم : شما آنچه را خوش داريد درنيابيد مگر با شكيبايى بر آنچه خوش نداريد و آنچه مىخواهيد به دست نياريد جز به ترك آنچه بدان مشتاقيد .
( 3 ) به حقيقت به شما مىگويم : اى دنياپرستان ، چگونه كسى كه از شهوت خويش به دنيا نكاهد و رغبتش را از آن نگسلد ، به آخرت دست يابد ؟ ( 4 ) به حقيقت به شما مىگويم : اى دنيا پرستان ، شما نه دنيا را دوست داريد و نه به آخرت اميدواريد ، چه اگر دنيا را دوست مىداشتيد كارى را گرامى مىشمرديد كه به وسيلهء آن دنيا را دريابيد « 24 » و اگر آخرت را مىخواستيد كردار كسى را داشتيد كه اميد آن دارد .
( 5 ) به حقيقت به شما مىگويم : اى دنيا پرستان ، هر يك از شما به گمانى رفيقش را دشمن دارد ولى نفس خود را با وجود يقين ( به بدى آن ) دشمن نمىدارد .
( 6 ) به حقيقت به شما مىگويم : هر يك از شما چون به حقّ پارهاى عيبهايش را ياد كنند خشمگين شود و چون به ( نادرست به اوصافى ) كه در او نيست ستوده شود شادمان گردد .
( 7 ) به حقيقت به شما مىگويم : ارواح شياطين چندان كه در دلهاى شما فعّال و شاداب گردند در دگر چيزى شاداب و فعّال نشوند . به راستى ، خداوند دنيا را به شما بخشيده تا در آن براى آخرت كار كنيد و براى آن نداده كه از آخرت بازتان دارد ، و در واقع آن را براى شما گسترده تا بدانيد كه خداوند بدان وسيله شما را بر انجام عبادت يارى داده و بدان شما را بر ارتكاب گناهان مدد نكرده است و به راستى شما را در آن به طاعت فرمان داده و به معصيت در آن امر نفرموده است ، و به حقيقت شما را در آن بر حلال يارى داده و حرام را در آن بر شما حلال نساخته است و به درستى ، آن را براى شما از آن رو گسترده كه در آن با يك ديگر پيوند خويشى نگهداريد نه از آن رو كه از يك ديگر بگسليد .
( 8 ) به حقيقت به شما مىگويم : مزد چيزى است كه ( همه را ) بدان رغبت بسيار است ولى جز كسى كه كار كند آن را به دست نيارد .
( 9 ) به حقيقت به شما مىگويم : درخت جز به ميوهء خوب كامل نباشد ، همچنين دين جز به پرهيز از محرّمات كامل نباشد .
( 10 ) به حقيقت به شما مىگويم : به راستى ، كشت نيكو نشود مگر به آب و خاك ، همچنين ايمان
هامش
( 24 ) مراد كارى است معنوى از نوع احسان و خدمت به خلق كه در دنيا اعتبار و احترامى به آدمى بخشد . - م .