نيكو نشود مگر به دانش و كردار .
( 1 ) به حقيقت به شما مىگويم : به راستى ، آب آتش را خاموش مىكند ، همچنين بردبارى خشم را خاموش مىكند .
( 2 ) به حقيقت به شما مىگويم : آب و آتش در يك آوند فراهم نيايند ، همچنين فهم و كوردلى در يك دل گرد نيايند . « 25 » ( 3 ) به حقيقت به شما مىگويم : همانا باران بىابر نباشد ، همچنين كردارى در جهت خرسندى پروردگار جز با دلى پاك « 26 » ممكن نيايد .
( 4 ) به حقيقت به شما مىگويم : به راستى ، خورشيد « 27 » نور بخش همه چيز است و به راستى حكمت نور هر دلى ، و تقوى سرآمد هر حكمتى ، و حق دروازهء هر خيرى ، و رحمت خداوند دروازهء هر حقى است و كليدهايش دعا و زارى و كردار است . چگونه بىكليد درى گشوده شود ؟ ( 5 ) به حقيقت به شما مىگويم : به راستى ، مرد دانا درختى نكارد مگر درختى كه آن را بپسندند و بر ماديانش گشنى نكشد مگر اسبى كه آن را بپسندد ، همچنين مؤمن دانا كارى نكند جز آن كار كه پروردگارش را خرسند سازد .
( 6 ) به حقيقت به شما مىگويم : به راستى ، زنگ زدايى شمشير را نيكو و آبدار كند ، همچنين حكمت زنگ دل را بزدايد و جلا دهد ، و در دل حكيم چون آب باشد در زمينى مرده كه دلش را زنده كند بدان گونه كه آب زمين مرده را زنده مىكند و نيز در دل حكيم چون پرتوى در تيرگى است كه مردم به وسيلهء آن به راه مىروند .
( 7 ) به حقيقت به شما مىگويم : به راستى ، بر دوش كشيدن سنگها از فراز كوهها از آن نكوتر كه بيخردى گفتار تو را بازگويد ، همانند آن كس كه سنگ را در آب نهد تا نرم شود و بدان كس ماند كه براى خفتگان گور غذا پزد . خوشا بر آن كس كه فزونگوييش را كه مىترسد مايهء دشمنى پروردگارش شود ، به بند كشد و جز سخنى كه مىفهمد « 28 » نگويد و به گفتهء كسى فريفته نشود تا كردار آن كس درستى آن را روشن كند . خوشا بر آن كس كه آنچه نمىداند از دانايان فراگيرد و آنچه آموخته به نادانان بياموزد . خوشا بر آن كس كه دانشمندان را براى علمشان بزرگ دارد و ستيزه با آنان را كنار گذارد . و نادانان را براى نادانيشان كوچك شمارد ولى آنها را نراند بلكه به خود نزديكشان كند و آموزش دهد .
هامش
( 25 ) در پارهاى نسخهها به جاى « الفقه و العمى » ، [ الفقه و الغى - فهم دين و گمراهى ] و در پارهاى [ . . . و العى - و سركشى ] آمده است .
( 26 ) در پارهاى نسخهها به جاى « بقلب نقىّ » ، [ بقلب تقى - به دلى پرهيزگار ] آمده است .
( 27 ) در پارهاى نسخهها به جاى « انّ الشّمس » ، [ انّ النّفس - به راستى ، جان . . . آمده است .
( 28 ) در پارهاى نسخهها به جاى « الّا يفهم » ، [ . . . لا يفهمه - سخنى كه آن را نمىفهمد نگويد ] آمده است .