پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله با گفتهء خدا پيوسته است ( 1 ) و اين مانند فرموده خدا در محكمات قرآن خود است كه فرمايد :
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً
- كسانى كه ( مىخواهند ) خداوند و پيامبر او را برنجانند ، خداوند در دنيا و آخرت ايشان را لعنت مىكند و بر ايشان عذابى خفّتبار آماده ساخته است » « 3 » و نظير اين آيه گفتهء پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله را مىبينيم كه فرمايد : « هر كه على را بيازارد مرا آزرده و هر كه مرا بيازارد در معرض آن است كه ( خدا ) به زودى از او انتقام گيرد » و همچنين فرموده است صلّى اللَّه عليه و آله كه : « هر كه على را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه مرا دوست بدارد به واقع خدا را دوست داشته است » و مانند فرمودهء اوست صلّى اللَّه عليه و آله در بارهء بنى وليعه « 4 » ( كه فرمود ) : « هر آينه بر سر آنها مردى را بفرستم كه چون خود من است ، خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش نيز او را دوست دارند ، برخيز اى على و به سويشان روانه شو » « 5 » و گفتهء او به روز خيبر كه : « فردا مردى را بر سر آنان فرستم كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش او را دوست دارند ، حملهكننده و ناگريزنده است ، و تا خدا ( آن قلعه را ) بر دستش نگشايد باز نگردد » . پس پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله پيش از اعزام او اعلام فتح كرد و اصحاب پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله ( با شنيدن اين بشارت ) در انتظار بودند ( تا فردا چه كسى را اعزام فرمايد ) و چون فرداى آن روز در رسيد ، حضرتش على عليه السّلام را بخواند و بفرستاد و او را به اين ستودگى « 6 » برگزيد و « حمله آور ناگريزنده » اش ناميد و دوستدار خدا و پيامبرش خواند و خبر داد كه به راستى خدا و پيامبرش نيز او را دوست مىدارند .
( 2 ) و همانا ، ما اين توضيح و بيان را دليل و پشتوانهاى براى آنچه در بارهء جبر و تفويض و مقام ميانهء اين دو كه قصد شرحش را داريم پيشگفتار قرار داديم و يارى و نيرو از خداست و ما در همه كار خود به او توكّل داريم . پس در اين باره به گفتار ( امام ) صادق عليه السّلام آغاز مىكنيم ( كه فرمود ) ، « نه جبر است و نه تفويض ( واگذارى ) ، ولى مقامى است ميان اين دو كه عبارت است از : تندرستى و آزادى و مهلت كافى و توشه ، مانند مركب ، و وسيلهء تحريك فاعل بر كار خود » .
پس اين پنج چيز است كه ( امام ) صادق عليه السّلام به عنوان اسباب جمعكنندهء فضل ( خدايى ) گرد آورده است . پس اگر بندهاى يكى از آنها را نداشته باشد به لحاظ آن كاستى و كمبود ، تكليف از او ساقط است . ( امام ) صادق عليه السّلام اصلى را خبر داده كه مردم ناگزيرند در جستجوى
هامش
( 3 ) الاحزاب ، 57
( 4 ) بنى وليعه ، قبيلهاى از كنده بود ( كه در برابر اسلام مقاومت و شرارت مىكردند و چند تن از سرداران رسول اكرم از غلبه بر آنان درمانده بودند . - م . )
( 5 ) اين قضيّه در احتجاجات امام رضا عليه السّلام در بارهء برگزيدگى كه در مجلس مأمون ايراد فرمود نيز آمده است .
ص 440 همين كتاب . - م .
( 6 ) در پارهاى نسخهها به جاى « بهذه المنقبة » ، [ بهذا الصّفه - به اين وصف ] آمده است .