دور انداز و با هواى نفس مخالفت كن و بدان كه از ديدهء خدا دور نيستى و بنگر كه ( با او ) چگونهاى .
( 1 ) و فرمود عليه السّلام : خداوند به يكى از پيمبران ( چنين ) وحى فرمود : اما ( بدان كه ) زهد تو نسبت به دنيا آسايشت را به زودى فراهم آرد ، و امّا روى نهادنت به من تو را به سبب من عزيز ( و پيروز ) مىسازد ولى آيا با دشمن من دشمنى ورزيده و با دوستم دوستى گزيدهاى ؟ ( 2 ) روايت شده است كه بارى پارچههاى گرانبهاى آن حضرت را براى او مىآوردند و در راه آن را بربودند . آن كس كه بار را مىآورد در نامهاى ماجرا را به وى بازنوشت . ( حضرت ) به خطّ خويش مرقوم فرمود : جانها و مالهاى ما از موهبتهاى گواراى خداوند و عاريت و سپردهء اوست ، آنچه از آن بهرهمند شويم مايه شادى و خوشى است و آنچه از آنها را هم ببرند ( براى ما ) مزد و ثواب است .
پس هر كه بيتابيش بر شكيباييش چيره آيد مزدش تباه شده ، و پناه بر خدا از آن ( مزد تباهى ) ! ( 3 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه حاضر و ناظر كارى باشد و آن را ناپسند دارد مانند كسى است كه ( آن هنگام ) غايب بوده و هر كه در كارى حاضر و ناظر نباشد ولى بدان راضى باشد مانند كسى است كه خود در آن حضور ( و مشاركت ) داشته .
( 4 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه گوش به گفتهء سخنگويى دهد در واقع او را پرستيده ، اگر سخنگوى خداست پس خدا را پرستيده و اگر سخنگوى شيطان است پس شيطان را پرستيده است .
( 5 ) داود بن قاسم « 2 » گفت : معنى « صمد » را از آن حضرت پرسيدم . ( امام ) عليه السّلام فرمود : آن است كه او را ناف نباشد . گفتم ديگران مىگويند : آن است كه درون تهى نباشد . حضرتش عليه السلام فرمود : هر درون تهى را ناف باشد . « 3 » ( 6 ) ابو هاشم جعفرى گويد : « 4 » گويد : در روزى كه آن حضرت ، امّ فضل دختر مأمون را به همسرى گرفت ، گفتم : اى سرور من امروز بركت بزرگى به ما رسيد . ( امام ) عليه السّلام فرمود : اى ابا هاشم ، بركتهاى خداست كه در اين روز بر ما بزرگ شده . گفتم آرى سرور من ، پس امروز چه گويم ؟ فرمود :
خير بگو تا خيرت رسد . عرض كردم اى سرور من چنين كنم و خلاف اين نكنم ( امام ) عليه السّلام فرمود : در اين صورت درست مىروى و جز خير نمىبينى .
( 7 ) به يكى از دوستدارانش نگاشت : اما ، اين دنياست كه ما در آن به فرمان ديگرانيم ولى هر كه آرزويش همان آرزوى دوست خويش باشد و به دين او گرايد هماره با اوست . « 5 » و آخرت است كه سراى درنگ جاودانى باشد . ( 8 ) و فرمود عليه السلام : پس انداختن توبه فريبخوردگى است ؛ و دست بدست كردن بسيار ، سرگردانى ، و عذرتراشى در برابر خدا هلاكت و پافشارى بر گناه ، ايمن شمردن
هامش
( 2 ) شرح حالش پيشتر گذشت ص 462 - م .
( 3 ) براى مفاهيم « صمد » رك : پابرگ ص 68 در شرح بيان امير مؤمنان عليه السلام كه فرمود : « صمد لا بتبعيض بدد »
( 4 ) ابو هاشم داود بن قاسم شرح حالش پيشتر گذشت ، ص 462 - م .
( 5 ) مراد اين كه اگر ميل و آرزوى تو با من باشد و مرا دوست داشته باشى هر جا من باشم تو هم با من خواهى بود .