نيابى كه به دسترسى بدانت كمك دهند .
( 1 ) و فرمود عليه السّلام : چهار ( كار ) از وسوسهء شيطانى باشد : خاك خوردن و تيله كردن خاك ( براى قمار ) و ناخن به دندانها چيدن و ريش خائيدن . و سه ( چيز ) ديده را روشن كند : به سبزه نگريستن و به آب روان نگريستن و به روى زيبا نگريستن .
( 2 ) و فرمود عليه السّلام : خوش همسايگى ( تنها ) خوددارى از آزار ( بر همسايه ) نيست بلكه خوش همسايگى شكيبايى بر آزار ( ديدن از همسايه ) است .
( 3 ) و فرمود عليه السّلام : ملاحظه ميان تو و برادرت ( نبايد بكلّى ) از بين برود ، چيزى از آن باقى گذار زيرا رفتن آن در واقع برخاستن شرم از ميانه باشد .
( 4 ) ( امام ) عليه السّلام به يكى از پسرانش فرمود : اى پسرك من ، مبادا خداوند تو را در معصيتى بيند كه از آنت باز داشته و مبادا خداوند تو را در طاعتى كه بدان امرت فرموده باز نيابد . و بر توست كه بكوشى . و خود را از كوتاهى در عبادت و تقصير طاعت خدا بدور مدان ، زيرا بنده خداى را چنان كه حقّ بندگى اوست پرستش نكند . ( 5 ) و از شوخى بپرهيز زيرا نور ايمانت را ببرد و مردانگيت را سبك كند . ( 6 ) و از تنگدلى و تن آسانى بپرهيز زيرا اين هر دو تو را از بهرههاى دنيا و آخرتت باز دارند .
( 7 ) و فرمود عليه السّلام : چون جور ( و زور ) بر حق چيره باشد براى هيچ كس روا نيست كه به ديگر كس گمان نيك برد مگر آنكه او را ( به يقين ) به نيكى شناسد .
( 8 ) و فرمود عليه السّلام : بوسه بر دهان نهادن جز براى همسر و فرزند خردسال نباشد .
( 9 ) و فرمود عليه السّلام : بكوشيد كه وقت شما چهار ساعت « 8 » باشد : ساعتى براى مناجات با خدا ، و ساعتى براى كار زندگانى و ساعتى براى آميزش با برادران و معتمدان ، كه عيبهاى شما را به شما بفهمانند و در درون با شما پاكدل باشند ، و ساعتى هم كه در آن براى لذّتهاى غير حرام خلوت كنيد و بدين ساعت براى انجام امور آن سه ساعت ديگر توانايى يابيد . ( 10 ) به خود تلقين نادارى و درازى عمر مكنيد ، زيرا هر كه به خود تلقين فقر كند تنگ نظر گردد و هر كه به خود نويد طول عمر دهد آزمند شود . ( 11 ) براى نفس خود از دنيا بهرهاى قرار دهيد به آن اندازه كه آنچه خواهش حلال كند و به مردانگى خللى نرساند و زياده روى در آن نباشد به او بدهيد و به اين وسيله بر انجام امور دين يارى جوييد ( و نيرو يابيد ) زيرا روايت شده است كه « از ما نيست آنكو دنيايش را براى دينش ( يكسره ) وانهد يا دينش را براى دنيايش فرو گذارد » ( 12 ) و فرمود عليه السّلام : دانش دين خدا ( فقه ) آموزيد كه فقه ( و فهم دين ) كليد بينايى و كمال عبادت و سبب رسيدن به پايگاههاى و الا و مراتب شكوهمند در دين و دنياست . و برترى فقيه بر عابد چون برترى خورشيد بر ستارگان باشد ، و هر كه فهم دين نيابد خداوند هيچ كردارى را از او
هامش
( 8 ) مراد از ساعت ، نوبت است كه خود شامل چند ساعت معادل يك بيست و چهارم شبانه روز مىشود . - م .