بود كه خداوندش از آنچه وابسته به روح است ، « 91 » از سوى راست عرش ، « 92 » از نور خود « 93 » بيافريد .
پس به او فرمود : بگرد ، برگشت . ( 1 ) آنگاه او را فرمود : روى آر ، پس روى آورد . پس خداى عزّ و جلّ فرمود تو را [ بزرگ ] آفريدم و بر تمام آفريدگانم گراميت داشتم . « 94 » آنگاه بيخردى را از درياى تلخ تيره آفريد ، و به او فرمود : بگرد ، پس برگشت . سپس او را فرمود : روى آر ، ( ولى ) روى نياورد . آنگاه فرمودش :
بزرگى فروختى ، و لعنتش فرمود . آنگاه براى خرد هفتاد و پنج سپاه قرار داد . چون « بىخردى » ديد خداوند چگونه « خرد » را گرامى داشت و چه بخشيدش دشمنى ( و كينه ) او را در دل گرفت .
آنگاه « بيخردى » گفت : پروردگارا اين آفريدهاى كه چون منش آفريدى و گراميش داشتى و نيرويش بخشيدى و من ضدّ اويم و نيرويى ندارم ، آنچه سپاه او را بخشيدى به من نيز عطا كن . خداى تبارك و تعالى فرمود : آرى ، امّا اگر از اين پس از من نافرمانى كنى تو و سپاهت را از جوار رحمت خود برون رانم . گفت : رضا دادم . پس خداوند هفتاد و پنج سپاهش بخشيد .
( 2 ) در شمار هفتاد و پنج سپاهى كه به خرد بخشيد يكى « خير » بود كه وزير « خرد » است و « شرّ » را بر ضدّ آن داد كه وزير « بيخردى » است .
سپاهيان خرد و بيخردى
سپاهيان خرد / سپاهيان بيخردى / تعبير متن عربى 1 - ايمان / كفر / ( الايمان الكفر ) 2 - راست شمردن / دروغ شمردن / ( التّصديق التّكذيب ) 3 - پاكدلى / دورويى / ( الاخلاص النّفاق ) 4 - اميد / نوميدى / ( الرّجاء القنوط ) 5 - دادگرى / بيدادگرى / ( العدل الجور )
هامش
( 91 ) يعنى خرد نخستين آفريده از وابستگان به روح در شهر بنيه ( و ساختمان وجود ) آدمى است كه همه به فرمان پروردگار در آن متمركز شدهاند و سلطان در پايگاه فرماندهى ، عقل است و همو اوّل و سر كرده و سر آغاز است و سپس سپاهش يكى پس از ديگرى گرد آمدند تا كمال خرد براى آدمى حاصل شد .
( 92 ) « عن يمين العرش » از راست عرش يعنى از نيرومندترين و شريفترين سوى عرش الهى .
( 93 ) « من نوره » يعنى از نور ذات خود . معنى مجموع اين بيان در اوايل كتاب در سخنان پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله جزو حكم و اندرزهاى آن حضرت صلوات الله عليه آمده است . هر كه خواهد بدان جا مراجعه كند .
( 94 ) فرمودهء امام عليه السّلام كه : آفريدهاى بزرگتر و گرامىتر از خرد نباشد ، از آن روست كه هر چيزى قائم به خرد است پس از همهء آفريدگان گرامىتر باشد . و در مقابل ، بىخردى سرچشمهء بديهاست پس قابليّت هر بدى را دارد .