تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
دريدن ( پردهء ) آبرو و از دست رفتن دانش . و بر توست كه به پروردگارت پناه آورى و به او توكّل كنى ، و با نفست پيكار كن تا آن را از خواهشهايش باز دارى زيرا اين ( پيكار ) مانند جهاد با دشمنت بر تو واجب است . ( 1 ) هشام گفت : به او عرض كردم : با كدام دشمنان جهاد واجب‌تر است ؟ امام عليه السّلام فرمود : با ( آن دشمن ) كه به تو نزديكتر و با تو دشمن‌تر و برايت زيانبخش‌تر است و بزرگترين دشمنى را با تو كند و خود با وجود آنكه به تو نزديك است از همه به ديده‌ات نهان‌تر است و همان كه دشمنانت را بر ضدّت برانگيزد « 86 » و او « 87 » ابليس است كه به وسوسه افكنى در دلها گماشته باشد ، با اوست كه بايد به سختى دشمنىورزى . « 88 » او نبايد در پيكارش براى هلاكت تو از تو در پايداريت در جهاد با او شكيباترين ( و پرطاقت‌تر ) باشد ، زيرا او در توانمندى خود از تو سست‌پايه‌تر است و با وجود همه بديهايش از تو كم‌زيانتر . « 89 » اگر تو به خدا پناه برى به راه راست رهنمون شوى . ( 2 ) اى هشام ، كسى را كه خدا سه چيز كرامت فرمود مورد لطف قرار داد : خردى كه از رنجى كه از هواى نفس حاصل آيد جلوگيرى كند و دانشى كه رنج نادانى را از او بازدارد و توانگرىاى كه بيم درويشى را از او دور كند . ( 3 ) اى هشام ، از اين دنيا و مردم آن بپرهيز زيرا مردم در آن چهار گروهند : مردى در هم كوفته و هماغوش هوى ، و دانشجويى قرآن خوان « 90 » كه هر چه دانشش بيفزايد تكبّرش افزون شود و با قرآن خواندن و دانش خود بر زيردست خويش گردنفرازى خواهد ، و عابدى نادان كه زير دست خود را در عبادت كوچك شمارد و دوست دارد كه او را بزرگ شمارند و شكوهمند انگارند . و صاحب بينشى دانا و آگاه به راه حق كه قيام به آن را دوست مىدارد ( ولى ) ناتوان يا مغلوب است و نمىتواند بدان چه مىداند عمل كند و از اين رو اندوهناك و غمگين است ، ( و تازه ) او بارزترين نمونهء ( خردمندان ) زمانهء خود و موجّه‌ترين ايشان است . ( 4 ) اى هشام ، خرد و سپاهش را بشناس و نادانى و سپاهش را ( نيز ) بشناس تا از ره يافتگان باشى . هشام گفت : عرض كردم : فدايت شوم ، ما جز آنچه خود به ما شناساندى نشناسيم . ( 5 ) ( امام ) عليه السّلام فرمود : اى هشام ، به راستى ، خداوند خرد را آفريد و او نخستين آفريده‌اى
هامش
( 86 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « و من يحرّض » ، [ من يحرض - آن كه آزمند مىكند ] و در پاره‌اى ، [ و يحرص من أعدائك - و از دشمنانت ( كسانى را ) بر تو آزمند مىكند ] آمده است ( كه خالى از تكلّف نيست . - م . ) ( 87 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « و هو » ، [ فهو - پس او ] آمده است . ( 88 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « فلتشتدّ » [ فلتشد - بايد كمربندى ] آمده است . ( 89 ) يعنى صبر و استقامت تو در نبرد با شيطان تو را از او نيرومندتر مىسازد . و اگر در مبارزهء با او پايدارى كنى او با تمام نيرويش از تو ضعيف‌تر است و گزندش به تو كمتر از آسيبى است كه تو با مقاومت خود به دو توانى زد . - م . ( 90 ) « متعلّم مقرى » در پاره‌اى نسخه‌ها ، [ . . . متقرّى - كسى كه نمايش مىدهد و وانمود مىكند كه قرآن مىخواند ] آمده است .