( 1 ) سه چيز است كه هر كه بدانها دست آويزد به مقصود دنيا و آخرت نايل آيد : به خدا پناهد ، به قضاى خدا خرسند باشد و به خدا گمان خوش دارد .
( 2 ) سه چيز است كه هر كه در آنها كوتاهى كند ناكام گردد : بهرهجويى از كريم گشاده دست ، همنشينى با عالم و دلجويى از چيره دست . « 5 » ( 3 ) سه چيز است كه محبّت آرد : دين ، فروتنى و بخشش .
( 4 ) هر كه از سه چيز بيزار شد به سه چيز ديگر رسد : هر كه از شرّ بيزار شد به عزّت رسد ، و هر كه از بزرگ نمايى بيزار شد به بزرگوارى رسد ، و هر كه از بخل بيزار شد به شرافت رسد .
( 5 ) سه چيز دشمنى آرد : دورويى ، ستم و خودپسندى .
( 6 ) هر كه در او يكى از اين سه ويژگى نباشد نجيب نيست : آن كه خردى ندارد كه وى را بيارايد ، يا توانگرى ( و قدرتى ) ندارد كه بىنيازش سازد ، يا دودمانى كه ياريش دهد .
( 7 ) سه چيز است كه مرد را زبون سازد : رشك ، سخن چينى و سبكسرى .
( 8 ) سه كس جز به سه جا شناخته نشوند : بردبار جز بگاه خشم ، دلير جز بگاه پيكار و برادر جز به هنگام نياز ( به او ) شناخته نشود .
( 9 ) سه چيز است كه در هر كه باشد ، هر چند روزه گيرد و نماز گزارد ، منافق است : هر كه چون سخن گويد دروغ گويد و چون وعده دهد خلف وعده كند و چون امانتيش سپارند خيانت ورزد .
( 10 ) از ميان مردمان از سه كس بپرهيز : خائن ، ستمكار و سخن چين ، زيرا هر كه به سود تو خيانت كند به زيانت ( نيز ) خيانت ورزد و هر كه كه بخاطر تو ستم كند بر تو ( نيز ) ستم خواهد كرد و هر كه سخن ديگران را نزدت آرد از تو ( نيز ) سخن به ديگران خواهد برد .
( 11 ) امانتدار امين نيست مگر آنكه بر سه چيزش امين سازند و آنها را پاس دارد : بر اموال و اسرار و عورتها . و اگر دو تا را پاس دارد و يكى را فروگذارد ، امين نباشد .
( 12 ) با احمق مشورت مكن ، و از دروغزن يارى مخواه ، و به دوستى دل آزرده « 6 » اعتماد مدار ، زيرا دروغزن دور را به تو نزديك و نزديك را به ديده است دور مىنماياند و احمق خود را براى تو به رنج افكند ولى مرادت را درنيابد و دل آزرده در هر چه به دو اعتماد كنى ناكامت كند و هر چند به او پيوسته باشى از تو بگسلد .
( 13 ) چهارند كه از چهار ديگر سير نشوند : زمين از بارش و ديده از نگرش ، ماده از نر و عالم از دانش .
( 14 ) چهار چيز پيرى زودرس آرند : خوردن گوشت خشكيده به آفتاب ، و نشستن بر جاى نمناك و
هامش
( 5 ) متن « استمالة السّلطان » ، يعنى دلجويى و جلب مهربانى سلطان و چيره دست در صورتى جايز است كه متضمّن خيرى براى مسلمانان يا دفع شرّى از ايشان باشد . - م .
( 6 ) در متن « لا تثق بمودّة ملول » و در پارهاى نسخهها [ بمودّة ملوك - به دوستى شاهان ] آمده است .