( 1 ) اى پسر نعمان هر كه نزد دشنامگوى « 17 » بر دوستان خدا نشيند از خدا نافرمانى كرده و هر كه خشمى را كه به خاطر ما در او پديد آمده ، به سبب آنكه نمىتواند كارى كند فرو خورد ، در آن پايگاه و الا ( ى آخرت ) با ماست . و هر كه روزش را با فاش كردن راز ما آغاز كند خداوند تيزى آهن ( برّان ) و تنگى زندان را بر او مسلّط سازد . « 18 » ( 2 ) اى پسر نعمان دانش را براى سه كار مخواه : ( نه ) براى آنكه بدان خودنمايى كنى ، و نه براى آنكه بدان فخر فروشى و نه براى آنكه جدال كنى . و نيز براى سه چيز وامنه : ميل به نادانى و بىرغبتى به دانش و شرم از مردم . دانش چون چراغ زير حباب و سرپوش محفوظ است .
( 3 ) اى پسر نعمان ، به راستى خداى عزّ و جلّ چون خير بندهاى را خواهد نقطهاى سپيد در دلش نهد و دل در جستجوى حق به تكاپو درآيد ، سپس او شتابانتر از پرندهاى كه به سوى آشيانه پرد روى به انديشه و عقيده شما آرد .
( 4 ) اى پسر نعمان ، به راستى خداوند دوستى ما - خاندان نبوّت - را از آسمان ، از گنجينههاى زير عرش ، همچون خزانههاى زر و سيم ( بر دلها ) فرود آرد و آن را جز به اندازه فرو نياورد و جز به بهترين آفريدگان ارزانى نفرمايد ، و راستى كه او را ابرى چون ابر بارانزاست و هر گاه خدا خواهد هر يك از آفريدگانش را كه دوست دارد بدان ويژگى بخشد اجازه فرمايد تا همان گونه كه ابر باران مىبارد آن ابر ( محبّت ) فرو بارد و ( همه كس حتّى ) جنين نيز در شكم مادرش از آن نصيب يابد .
( 5 )
نامه آن حضرت عليه السلام به گروه پيروان و يارانش
« 1 » ( 6 ) امّا بعد :
از پروردگارتان عافيت خواهيد . نرمش و وقار و آرامش و آزرم و كنارهجويى از آنچه نيكانتان از آن بركنارند ، بر شما واجب است . بر شماست كه با اهل باطل مدارا كنيد ، ستم را از سوى آنان بر خود هموار شماريد و از هماره ستيزى با آنان بپرهيزيد . از آنجا كه به همنشينى و آميزش و كشاكش با آنان ناگزيريد ، آنگاه كه با آنها نشينيد و آميزيد و بگومگويى كنيد ، تقيّه را كه خدا بدان فرمانتان داده در ميان نگهداريد . هر گاه گرفتار آنان شويد شما را بيازارند و ناخوشايندى شما را در چهرههايتان بخوانند ، و اگر نه اين بود كه خدا گزند آنها را از شما دور داشته بر شما مىتاختند ؛ « 2 » دشمنى و كينهاى كه از شما به دل دارند بيشتر از آن است كه به شما اظهار مىدارند . انجمنهاى شما و انجمنهاى آنان
هامش
( 17 ) در پارهاى نسخهها به جاى « سابّ » ، [ سبّاب - بسيار دشنامگو ] آمده است .
( 18 ) يعنى گرفتار دم شمشير و اسير زندان شود . - م .
( 1 ) اين نامه گزيدهايست از آنچه كلينى رحمه الله در الروضة به اسنادش از حضرت ابى عبد الله ( صادق ) عليه السّلام روايت كرده كه حضرت آن را به اصحاب خود نوشت و فرمود كه آن را مطالعه كنند و در آن نيك بنگرند و دقّت كنند و بكارش بندند و ايشان آن را در سجدهگاههاى خانههاى خويش نهاده و پس از پايان نماز به آن مىنگريستند .
( 2 ) در پارهاى نسخهها به جاى « لسطوا بكم » [ لبطشوا بكم - به سختى به شما حمله مى كردند ] آمده است .