لَشَدِيدٌ
- اگر شكر نعمت به جاى آريد بر نعمت شما مىافزايم و اگر ناسپاسى كنيد ، به راستى عذاب من بسيار سخت است » « 3 » ( 1 ) پس بنگر فردا كه در پيشگاه خدا ايستى چگونه مردى باشى ، آن دم كه خدا از نعمتهاى خويش ( كه به تو ارزانى داشته ) باز پرسدت كه چگونه پاس داشتى ؟ و از حجّتهاى خود پرسدت كه آنها را چگونه گذراندى ؟ و هرگز مپندار كه خدا عذرى از تو بپذيرد و به تقصير تو ( در طاعت ) خرسند باشد . هيهات هيهات كه چنين نيست . او در كتاب خويش علما را مسئول دانسته آنجا كه فرمايد :
لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ
- بايد ( حقايق قرآن ) را براى مردم بيان كنيد و آن را پنهان نسازيد » « 4 » ( 2 ) و بدان كه كمترين چيزى را كه پنهان داشتى و سبكترين بارى كه بر دوش دارى اين است كه با وحشت ستمگر خو گرفتى ( و با او همدمى كردى ) و راه گمراهى را آن دم كه به او نزديك شدى و آن لحظه كه دعوتش را پذيرفتى ، هموار كردى . وه چه مىترسم ( بر تو ) كه فردا همراه با خائنان گرفتار گناه خود باشى و از آنچه براى كمك به ستمكاران گرفتهاى به بازپرسى كشانندت ، زيرا تو چيزى را از كسى كه آن را به تو بخشيده گرفتهاى كه از آن تو نيست و به كسى نزديك شدهاى كه حقّ هيچ كس را نپرداخته و تو نيز از راه نزديكيت به او از باطلى جلوگيرى نكردهاى . تو كسى را كه با خدا در جنگ بوده دوست داشتهاى ، ( 3 ) آيا نه چنين است كه ( حاكمان جائر ) با دعوت از تو ، آنگاه كه تو را ( به همكارى ) فرا خواندند ، تو را محورى براى گرداندن چرخ ستمگريها ساختند و تو را پلى براى عبور به سوى بلارسانيهايشان ، و نردبان گمراهى خويش قرار دادند و مبلّغ تباهكارى و رهنورد راه خطاى خود كردند ؟ در تو نسبت به علماى راستين ( آل محمد ) ايجاد شكّ كردند و دل نادانان را به وسيلهء تو شكار كردند و گزيدهترين وزيران و نيرومندترين دستيارانشان هم به اندازهء تو فساد آنها را آراستگى و صلاح وانمود نكرد و ( مردم را ) از خاصّ و عامّ بسويشان نكشيد ؟ در برابر آنچه از تو گرفتند چه بسيار كم مزدت دادند ( و به چه بهاى ناچيزى وجدانت را خريدند ) و چه اندك ( خانهاى ) در جهان برايت آباد كردند و چگونه ( خانهء آخرتت را ) ويران كردند . پس مراقب نفس خود باش كه ديگرى آن را برايت مراقبت نكند ، و چون مردى مسئول به حسابرسى از خود پرداز .
( 4 ) بنگر كه سپاست از آن كس كه تو را به نعمتهاى ( بيدريغ ) خويش در خردى و بزرگيت پرورده چگونه و بر چه پايه است . وه چه مىترسم كه تو از آنان باشى كه خداوند در كتابش فرمايد :
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى وَ يَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنا
- از پس آنان جانشينانى [ ناصالح ] آمدند كه كتاب آسمانى را از پيشينيان فرا ستاندند [ ولى ] متاع زندگى دنيوى را طلب كردند
هامش
( 3 ) ابراهيم ، 7
( 4 ) آل عمران ، 187