راست و درست را در روز قيامت در ميان نهيم ، و بر هيچ كس ستمى نرود و اگر عملى هموزن دانهء خردلى باشد آن را در حساب آريم و ما خود حسابرسى را كفايت كنيم . » « 15 » ( 1 ) اى بندگان خدا بدانيد كه براى مشركان ترازويى نمىنهند و نامهء اعمالى نمىگشايند بلكه بىحساب و به صورت گروهى راهى دوزخ شوند و ترازو نهادنها و نامههاى اعمال براى مسلمانان است . پس اى بندگان خدا ، از خدا بپرهيزيد و بدانيد كه خداى تعالى ( دلبستگى ) به شكوفايى و دلربايى دنيا را از هيچ يك از دوستداران خود خوش ندارد و آنان را به دنيا و شكوفايى نقد و ظاهر خرّمش تشويق نكرده و به راستى دنيا را خلق كرده و مردم آن را آفريده تا آنان را ( در بوتهء آزمايش دنيا ) بيازمايد تا كدام براى آخرت خود كردارى خوبتر دارند . به خدا سوگند كه من در اين باب براى شما مثلها زدم و آياتى براى آنان كه انديشه و تأملى دارند نقل كردم ، پس اى مؤمنان از آن گروهى باشيد كه مىانديشند و تأمّل مىكنند و لا قوة الّا باللَّه ( نيروى نيست جز به مدد خداوند ) . ( 2 ) و از زندگى نقد دنيا بدان چه خداوند شما را به بىميلى نسبت بدان خوانده بىميل باشيد زيرا خداوند مىگويد - و گفتهء خدا حق است - كه :
إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها ، أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
. « 16 » - همانا داستان زندگانى دنيا همانند داستان آبى است كه آن را از آسمان فرو فرستاديم و رستنيهاى خاك از آنچه مردمان يا چارپايان مىخورند ، با آن درهم آميخت ، [ و انبوه شد ] تا آنجا كه زمين گل و شكوفههايش را بر آورد و آراسته گشت ، و سپس اهلش گمان كردند كه مهار كار در دست آنان است ، [ آن گاه ] فرمان ما در شب يا روز در رسيد و آن را چون محصول درو شده گردانديم ، گويى كه ديروز هيچ چيز نبوده است ؛ بدينسان آيات خود را براى انديشه و زبان روشن و شيوا بيان مىكنيم » . « 17 » ( 3 ) و به دنيا « 18 » به دلبستگى تكيه نكنيد كه خداوند به محمد صلّى اللَّه عليه و آله فرمود :
وَ لا
هامش
( 15 ) الأنبياء ، 21 . نسخهها در اينجا نيز افتادگى دارد و در الروضة و الامالى آمده است [فَما زالَتْ تِلْكَ دَعْواهُمْ حَتَّى جَعَلْناهُمْ حَصِيداً خامِدِينَ( الأنبياء ، 15 ) و ايم اللَّه انّ هذه لعظة لكم و تخويف ان اتّعظتم و خفتم ، ثمّ رجع الى القول في الكتاب على اهل المعاصى و الذّنوب فقال :وَ لَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ( الأنبياء ، 46 ) - « و همچنان سخنانشان اين است كه تا آنكه آنان را همچون [ گياه ] دروشدهء پژمرده گردانيم » . سوگند به خدا كه اگر اندرز پذيريد و بترسيد اين ( خود ) پند و ترسى براى شماست ، آنگاه به نقل گفتار قرآن پيرامون نافرمانان و گناهكاران برگشت و گفت : « و چون شمّهاى از عذاب پروردگارت به آنان برسد خواهند گفت : واى بر ما كه مردمى ستمكار بوديم . »
( 16 ) يونس ، 24
( 17 ) متن در اينجا نيز افتادگى دارد و در الروضة و الامالى آمده است [ فكونوا عباد اللَّه من القوم الّذين يتفكّرون - پس اى بندگان خدا ، از آن گروهى باشيد كه فكر مىكنند ]
( 18 ) ( ظاهرا عبارتى از اين قبيل « . . . و به آنان كه در دنيا ستم كردند . . . » از متن افتاده است زيرا در آيهاى كه شاهد آمده مىفرمايد : « به آنان كه ستم كردند دل مبنديد . . . » و موضوع دلبستگى و تكيه كردن به خود دنيا در جملهء بعدى آمده است و اينجا سخن از نهى دلبستگى به ظالمان در دنيا مىرود . ) در امالى و الروضة آمده است [ . . . الى زهرة الحياة الدنيا : به شكوفايى و طراوت زندگى دنيا . . . ]