تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
هماغوش نيستند ، ( 1 ) پس هر كه خدا را بشناسد از او بترسد و اين بيم او را بر عمل بر فرمانبردارى از خدا وادارد و صاحبان معرفت و پيروانشان كسانى هستند كه خدا را شناختند و هر كردارى را از بهر او كردند و به دو دل بستند ، و خداوند فرمايد :
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ
- از ( ميان ) بندگان خدا تنها دانشوران از او خوف و خشيت دارند » . « 11 » در اين دنيا چيزى را به بهاى نافرمانى خدا نطلبيد و فقط به طاعت خدا بپردازيد و روزهاى ( مهلت ) آن را غنيمت شماريد و بدان كوشيد كه فردايتان از عذاب خدا نجات بخشد ، زيرا اين ( رفتار ) پيامد ( بدش ) كمتر و به عذر نزديكتر و به نجات اميدافزاتر است . پس فرمان خدا و فرمانبردارى از او و اطاعت از كسى را كه خداوند اطاعت از او را واجب شمرده ، بر همه كارهاى ديگر مقدّم داريد و كارهايى را كه از ( قبيل ) فرمانبردارى از طاغوتان ( و سركشان ) و فريفتگى به رونق دنيا ، در برابر فرمان خدا و فرمانبردارى از او ، و اطاعت از اولى الامر ( و امام و فرمانرواى بر حقّ ) خودتان به شما پيشنهاد مىشود ، ترجيح ندهيد . و بدانيد كه شما بردگان خداييد و ما با شماييم ، فردا سرورى بر ما و شما حاكم است كه شما را ( در دادگاه عدل به پاى ميز محاكمه ) بايستاند و به پرسش و باز خواست گيرد ، پس قبل از بازداشت و بازپرسى و حضور در پيشگاه پروردگار جهانيان ، بدان روز كه هيچ كس جز به اجازهء او سخن نگويد ، پاسخ را آماده كنيد و بدانيد كه خداوند سخن هيچ دروغگويى را تصديق نمىكند و هيچ راستگويى را دروغزن نمىشمارد و عذر موجّه و بجا را رد نمىكند و عذر غير موجّه و بى جا را نمىپذيرد . بلكه خداوند با فرستادن پيامبران و اوصياى پس از پيامبران بر آفريدگان خود حجّت ( قاطع ) دارد . پس به پرهيزگارى خدا بپردازيد و از اصلاح خود « 12 » و فرمانبردارى خدا و اطاعت از آن كس كه در ( كار طاعت خدا ) بر شما ولايت دارد ( و امام بر حقّ شماست ) استقبال كنيد ، ( و بدان روى آريد ) باشد كه نادم و پشيمانى ، از قصورى كه ديروز در راه خدا ورزيده و چيزى از حقّ خدا را ضايع كرده است پشيمان شده باشد . « 13 » از خدا آمرزش خواهيد و به درگاهش توبه كنيد كه او توبه را مىپذيرد و از گناهان در مىگذرد و آنچه مىكنيد مىداند ، و از دوستى با نافرمانان و ياورى به ستمكاران و همدمى با فاسقان بپرهيزيد . از فتنهء آنان برحذر باشيد و از پهنهء ( پليدى و نفوذ ) آنها دورى كنيد . و بدانيد ، به راستى ، هر كه با اولياء خدا مخالفت كند و به آيينى جز دين خدا بگرود و در برابر فرمان ولّى خدا خودسرى كند در آتشى شعله‌ور باشد ، ( آتشى ) كه پيكرهايى را در كام كشد [ كه روانهايشان به در رفته ] « 14 » ( و از انسانيّت واقعى به دورند ) و بدبختى بر ( صاحبان ) آنها چيره شده است [ و ايشان مردگانى باشند كه گرماى آتش را درنيابند ] . « 15 » پس اى بينادلان عبرت گيريد و خداوند را بر اين
هامش
( 11 ) الفاطر ، 28 ( 12 ) در الروضة به جاى « استقبلوا من اصلاح انفسكم » ، [ . . . في اصلاح انفسكم - در اصلاح . . . يا به اصلاح خود روى آوريد ] ( 13 ) در الروضة به جاى « من حق اللَّه » ، [ . . . من حقوق اللَّه - ( و حقّى ) از حقوق الهى را ] آمده است . ( 14 ) . آنچه دو جا بين دو قلاب [ ] آمده در حاشيهء پاره‌اى از نسخه‌ها مذكور است و در الروضة آمده است [ فهم موتى لا يجدون حرّ النّار و لو كانوا احياء لوجدوا مضض حرّ النّار - آنان مردگانى هستند كه سوزش آتش را در نمىيابند و اگر زنده مىبودند سوزش گرماى آتش را احساس مىكردند ] . ( ظاهرا مراد اين است كه اين دل مردگان با وجود داشتن حيات صورى و حيوانى در اين نشئهء مادّى چنان مرده‌اى هستند كه مشاعر و روح معرفت و تميز از پيكرشان رخت بر بسته و از اين رو سوزش آتشى را كه بر اثر خودسرى خويش بالفعل در آنند احساس نمىكنند و اگر به واقع زندهء زنده‌دل بودند و اندكى شعور بيدار و احساس زنده مىداشتند ، سوزش گرماى اين آتش را كه خود بر خويشتن افروخته‌اند ادراك مىكردند . و يا آنكه اگر دلشان زنده و هشيار مىبود همانند مؤمنان كه به گفتهء حضرت مولاى متقيان عليه السّلام « چنانند كه گويى دماى دوزخ را هم در اين جهان احساس مىكنند » آنان نيز پيشاپيش تف دوزخ را كه بالقوّه نصيب گنهكاران است حس مىكردند و طبعا از گناه و خودسرى دست مىكشيدند . - م . ) ( 15 ) . آنچه دو جا بين دو قلاب [ ] آمده در حاشيهء پاره‌اى از نسخه‌ها مذكور است و در الروضة آمده است [ فهم موتى لا يجدون حرّ النّار و لو كانوا احياء لوجدوا مضض حرّ النّار - آنان مردگانى هستند كه سوزش آتش را در نمىيابند و اگر زنده مىبودند سوزش گرماى آتش را احساس مىكردند ] . ( ظاهرا مراد اين است كه اين دل مردگان با وجود داشتن حيات صورى و حيوانى در اين نشئهء مادّى چنان مرده‌اى هستند كه مشاعر و روح معرفت و تميز از پيكرشان رخت بر بسته و از اين رو سوزش آتشى را كه بر اثر خودسرى خويش بالفعل در آنند احساس نمىكنند و اگر به واقع زندهء زنده‌دل بودند و اندكى شعور بيدار و احساس زنده مىداشتند ، سوزش گرماى اين آتش را كه خود بر خويشتن افروخته‌اند ادراك مىكردند . و يا آنكه اگر دلشان زنده و هشيار مىبود همانند مؤمنان كه به گفتهء حضرت مولاى متقيان عليه السّلام « چنانند كه گويى دماى دوزخ را هم در اين جهان احساس مىكنند » آنان نيز پيشاپيش تف دوزخ را كه بالقوّه نصيب گنهكاران است حس مىكردند و طبعا از گناه و خودسرى دست مىكشيدند . - م . )