( 1 )
آنچه از دخترزادهء پاك گهر پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله ) حسن بن على عليهما السّلام روايت شده است
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ( 2 ) از امام سبط « 1 » پرهيزگار ، ابى محمد حسن بن على صلوات اللَّه عليهما و رحمته و بركاته در توضيح اين معانى رواياتى است كه به صورت پاسخهاى او به پرسشهايى كه امير مؤمنان عليه السّلام از او فرموده يا ديگرى از آن حضرت پرسيده ، در موضوعهاى گوناگون آمده است . « 2 » ( 3 ) به آن حضرت عليه السّلام گفتند : زهد چيست ؟ گفت : دلبستگى به تقوى و دل برگرفتن از دنيا .
( 4 ) گفتند : حلم چيست ؟ گفت : فرو خوردن خشم و خويشتن دارى .
( 5 ) گفتند : كار بجا « 3 » چه باشد ؟ گفت : رد كردن بدى با خوبى .
( 6 ) گفتند : شرف چيست ؟ گفت : احسان به قبيله و اقران و تحمّل جرم و گناه آنان .
( 7 ) گفتند : ياورى دليرانه ( و پايمردى ) چه باشد ؟ گفت : حمايت پناهنده و صبر در نبردها و گام ( مددكارى ) فرا نهادن بگاه سختى .
( 8 ) گفتند : بزرگوارى چيست ؟ گفت : اينكه بر آنچه بايد دهى عطايى نيز در افزايى و از جرم بگذرى .
( 9 ) گفتند : مردانگى چيست ؟ گفت : نگهداشت دين و حفظ عزّت نفس و نرم جانبى ( و تواضع ) و تعهّد احسان و پرداخت حقوق و محبّت به مردم به قصد دوستيابى .
( 10 ) گفتند : كرم چيست ؟ گفت : بخشش پيش از خواهش و اطعام در قحطى .
( 11 ) گفتند : فرومايگى چه باشد ؟ گفت : خردهبينى و دريغورزى از اندك .
( 12 ) گفتند : پستى چيست ؟ گفت : اندك بخشى و ناهنجارگويى .
( 13 ) گفتند : جوانمردى چيست ؟ گفت : بخشيدن در خوشى و در سختى .
هامش
( 1 ) سبط نوادهء دخترى را گويند . - م .
( 2 ) صدوق رحمه الله بخشى از آن را در معانى الاخبار ص 113 و ابو نعيم در حلية الاولياء ، ج 2 ص 36 آورده و ابن صبّاغ در فصول المهمة ص 164 و ابن كثير در تاريخ خود ، ج 8 ص 39 و بستانى در دائرة المعارف ، ج 7 ص 39 نيز آن را نقل كردهاند .
( 3 ) « السّداد » - اقدام بجا و مناسب . - م .