( 1 ) و فرمود عليه السّلام : مردانگى مرد كامل نيست مگر وقتى كه دين فهم باشد و در معاشش ميانهروى كند و بر دشواريهايى كه بر او درآيد بشكيبد و تلخكامى از جانب برادرانش را بر خود گوارا داند .
( 2 ) از امام عليه السّلام پرسيدند : مردانگى چيست ؟ فرمود : ( آنكه ) در نهان كارى نكنى كه در عيان از آن شرمنده باشى .
( 3 ) و فرمود عليه السّلام : آمرزشطلبى با ادامه ( و اصرار بر گناه ، خود ) گناه تازهايست .
( 4 ) و فرمود عليه السّلام : شناخت خدايى را كه مىپرستيد در دلهاى خود جا دهيد تا جنبشى كه به اندامها براى عبادت آن كس كه ( به دل ) مىشناسيدش مىدهيد شما را سود بخشد .
( 5 ) و فرمود عليه السّلام : آن كه دينش را مايهء نانخورى سازد بهرهاش از دين همان باشد كه مىخورد .
( 6 ) و فرمود عليه السّلام : ايمان سخنى است پذيرفتنى « 123 » و كردارى عملشدنى و شناختى به خرد يافتنى « 124 » ( 7 ) و فرمود عليه السّلام : ايمان بر چهار پايه استوار است : توكّل بر خدا ، و واگذارى ( كار خود ) به خدا ، و تسليم به فرمان خدا ، و رضا به قضاى خدا ؛ و پايههاى كفر چهار است : شيفتگى ( به دنيا ) و هراس ( از مخلوق ) و خشم و شهوت . « 125 » ( 8 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه در دنيا زهد ورزد و بر خوارى آن بيتابى نكند و براى كسب عزّت در آن به رقابت نپردازد ؛ خدا ، بىهدايت ( از جانب ) خلق ، او را رهنماست و بىآموختن او را بياموزد و حكمت را در دلش جاى دهد و بر زبانش بگذراند .
( 9 ) و فرمود عليه السّلام : به راستى ، خدا را بندگانى باشند كه به اخلاص درونى با او سودا كنند و خداوند به قدرشناسى ويژهاى از ايشان قدردانى كرده است . آنانند كه روز قيامت دفترهاى اعمالشان به پاكى گذرد و چون در پيشگاه او ايستند آن ( دفتر ) ها را به سودشان از رازهايى انباشته است كه با او در ميان گذاشتهاند . « 126 » ( 10 ) و فرمود عليه السّلام : اخلاقتان را رام نكوييها كنيد و به بزرگواريها بكشانيد و خود را به بردبارى عادت دهيد و بر تقديم ( احسان و ) ايثارى كه نفستان شما را از آن باز مىدارد « 127 » بشكيبيد . و با
هامش
( 123 ) در پارهاى نسخهها به جاى مقبول « مقول - سخنى است گفته شده يا گفت » آمده است .
( 124 ) در پارهاى نسخهها به جاى « بالمعقول » [ . . . بالعقول - شناختى است به خردها ] آمده است .
( 125 ) در كافى ، ج 2 ، ص 47 و 289 با تقديم و تأخير آمده است .
( 126 ) مراد راز و نيازهاى شبانه و نيز طاعات و حسنات و صالحات باقياتى است كه در نهان و بىريا كرده و از پيش به سراى آخرت فرستادهاند . - م .
( 127 ) در پارهاى نسخهها به جاى « و اصبروا على الايثار على انفسكم فيما تجمدون عنه » [ . . . فيما تحمدون عنه . . . - و بر ادامهء ايثار بدان چه به سبب آن ستوده مىشويد بشكيبيد ] آمده است .