مردم دشمنى افكند و در سينهها كينهها بكارد . « 28 » از خدا بترسيد و خود را بپاييد .
( 1 ) و فرمود عليه السّلام : بر تو باكى نيست كه با خردمند همنشين باشى و گرچه از كرمش بر نخورى ولى از خردش سود برى و ( البتّه ) از اخلاق بدش بپرهيز و ( به هيچ روى ) همنشينى مردم كريم را رها مكن كه گر چه از خردش سود نبرى ولى با خرد خود از كرم او بهرهگيرى . و با تمام نيرو از فرومايهء احمق ( كه نه كرم دارد و نه خرد ) به شدت بگريز .
( 2 ) و فرمود عليه السّلام : صبر بر سه گونه است : صبر ( يا شكيبايى ) بر مصيبت و صبر ( يا استقامت ) بر فرمانبردارى و صبر ( يا خوددارى ) از گناه .
( 3 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه تواند خود را از چهار چيز باز دارد و او را سزد كه هرگز ناگوارى نبيند . عرض شد : آنها كدامند ؟ فرمود : شتاب و لجبازى و خودپسندى و سستى .
( 4 ) و فرمود عليه السّلام : امور بر سه گونهاند : فرايض « 29 » و فضايل « 30 » و معاصى « 31 » . ( 5 ) امّا فرايض به امر و خواست و رضا و علم و تقدير الهى ( مقرّر ) است ، بنده آنها را انجام دهد و به وسيلهء آنها از عذاب خداوند برهد . ( 6 ) امّا فضايل ، امر خدا نيستند ، ولى به خواست و رضايت و علم و تقدير اويند ، بنده آنها را انجام دهد و بر آنها پاداش يابد . ( 7 ) امّا معاصى ، مورد امر و خواست و رضايت خدا نيستند ولى به علم و تقدير اويند كه آنها را به وقت خود مقدّر فرموده ، پس بنده به اختيار خويش آنها را انجام مىدهد و خدايش بدان سبب به كيفر رساند زيرا بنده را از ارتكاب آنها بازداشته ولى او خود باز نايستاده است . « 32 » ( 8 ) و فرمود عليه السّلام : اى مردم ، خدا را در هر نعمتى حقّى است ، هر كس ( حقّ ) آن را بجاى آرد افزونش كند و هر كه ( در اداى حقّ نعمت ) كوتاهى كند خود را به خطر زوال نعمت و تعجيل مجازات افكنده است . پس بايد همان گونه كه خداوند شما را از گناهان ترسان مىبيند بر ( زوال ) نعمت ( نيز ) نگران بيند .
( 9 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه تنگدست شد و نپنداشت كه اين ( تنگدستى و شدّت ) از ( لطف و ) حسن نظر خداوند به اوست آرزويى را ( كه پاداش اخروى است ) ضايع كرده است ( 10 ) و هر كه گشايش
هامش
( 28 ) در كافى به جاى « يغرى بين الناس بالعداوة فينبت الشّحناء في الصدور » [ يفرق بين الناس بالعداوة فينبت السّخائم في الصدور - به دشمنى ميانهء مردم تفرقه اندازد و بذر كينتوزى را در سينهها بكارد ] آمده است .
( 29 ) واجبات و تكاليف شرعى . - م .
( 30 ) مستحبات يا كارهايى كه در شمار واجبات شرعى نيست ولى انجام آنها فضيلتبخش است و پاداش اخروى دارد . - م .
( 31 ) نافرمانيها و گناهان . - م .
( 32 ) يعنى گناهان افراد به خلقت تكوينى قهرى اجبارى و الزامى و قطعى الصّدور آفريده نشده كه حتما و بالفطره انجام گيرد بلكه به خلقت تقديرى و به اندازهسنجى است كه اختيار بشر در انتخاب كلّ يا جزء و ارتكاب يا پرهيز ، در آن مؤثّر است . - م .