فضيلت در قرن چهارم ، شيخ بزرگوار ما ، ابو محمد حسن بن على بن حسين بن شعبه حرّانى قرار دارد وى به هشيارى به گردآورى پرداخت و از انگيزهء دانش خويش بهره جست و نيك از عهده برآمد و رهآوردى از فضل بسيار و ادب پربار خود ترتيب داد و كتاب خود را برآورد كه مراد آرزوجوى و مطلوب گوينده و مقصود جوينده و هدف پند آموز اندرزگوى و سيرآبكنندهء متكلّم خير انديش است .
شگفت نيست كه كتاب وى از همان روز تأليف تا روزگار كنونى ما همواره از شمار والاترين نشريّات دانش و كردار بوده و دانشمندان بر جسته همّت بر آن گماشته و در فرهنگ نامهها و سرگذشت نامهها « 8 » با عبارتها و وصفهاى زيبا آن را توصيف كرده و مورد اعتماد و اعتبار صاحبنظران خوانده و از شهرت و فوايد بسيار آن سخن گفته و مؤلّف آن را به دانش و فقه و فضل و استادى و گرانقدرى و وجاهت گفتار و شكوه و اعتماد ستودهاند كه بايد بر اين همه ، حسن انتخاب و بهگزينى او را كه نشانهء خردمندى و دليل قدسيّت و نشان مهارت و كارشناسى او در حديث است افزود .
اين گرامى كتاب كه به « كتابخانهء عمومى امام امير المؤمنين عليه السّلام » هديه شده به وسيلهء پست به دست ما رسيد و به راستى گرامىترين هديه و گرانبهاترين رهآوردى است كه دانشمند برجسته و خلف صالح خجسته ، ميرزا على اكبر غفارى رازى كه خدايش بر خرسندى خويش توفيق عنايت كناد ، به شيوهاى علمى براى مزيد فايدهء عامهء خوانندگان ويراسته و ارمغانى نيكو به كتابخانهها داده است كه موجب مزيد سپاس و تقدير است .
اين چاپ بر چاپهاى پيشين بدين امتياز رجحان دارد كه سرشار از شرحهاى ارزشمندى است حاوى فوايد بسيار و استنباط احاديث از منابع استوار و توضيح لغات دشوار و بيان مواردى كه جوينده به درك گوهر معنى و دقايق و باريك انديشيهاى آن نياز دارد ، و نيز شرح حال اشخاصى كه خواننده بر آنها واقف مىشود .
ما از هديهكنندهء نيكوكار به خاطر اين ره آورد گرانبها و ويرايش و نشر اين كتاب ارزشمند بدين صورت درخشان و جلوهء دلربا و توجّه فراوانى كه در تصحيح و پيرايش و ويرايش آن به كار برده سپاسگزاريم .
خدايش از جانب ما و امت مسلمان پاداش نكوكاران مرحمت فرمايد . درود ما بر او و بر آن جمعيّت گرامى ، و رحمة الله و بركاته .
مدير كتابخانه عبد الحسين احمد الامينى 1376 ه . ق
هامش
( 8 ) رك : امل الآمل ، شيخ حرّ عاملى ؛ رياض العلماء ج 1 ؛ ديباچه بحار ، الفرقة الناجية ؛ قطيفى ، روضات الجنات ص 177 ؛ الفوائد الرضوية ج 1 ص 109 ؛ الذريعة ج 3 ص 400 .