جامه پوشانيد و استرى به او بخشيد .
گويد : شنيدمش كه مىگفت در اين سفر هفتصد هزار درم به دست آوردم و همو دربارهء فضل گويد :
« پسر خالد برمكى را « براى ستودن برگزيدم « و اين گزينش ناروا نيست « و مرا بس است .
« خوى وى آنست كه عدالت و بخشش را « بر پيروان خويش از قحطانى و نزارى « بگستراند « سوى منبر شرق روان شد « و پدر وى پيوسته « بر تخت و منبر بالا مىرود .
« روزگار او را و يحيى برمكى را « پيوسته سردار يا امير « مىخواهد . » گويد : سلم خاسر نيز به سپاس وى گفت :
« در خانه اى كه برمكيان در ياوش « از آن حمايت مىكنند « از تنگدستى چه مىترسى .
« قومى كه فضل پسر يحيى « پيشتازى كه همسنگ ندارد « از آنهاست
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 5264
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٢٦٤