« كه فضل چه تعداد از آنها را « سازمان داده است « پنج صد هزار از آنها را كه « دفترها به شمار آورده « به پاى داشته اى « كه از قومى كه به هنگام انتساب « به حكم قرآن انتسابشان به احمد « نزديكتر است « دفاع مىكنند .
« فضل بخشنده ، پسر يحيى « چنان است كه در كف وى « نه نقره به جاى مىماند نه طلا .
« از آن هنگام كه لباس به تن مىكرده « روزى بر او نگذشته « مگر آنكه از بخششهاى خويش « كسانى را توانگر كرده است .
« در قلمرو بخشش و نبرد « به جاها رسيده كه جويندگان « براى وصول بدان « فرو مىمانند « هنگامى كه بخشنده را عطا نباشد « عطاى خوب مىدهد « و هنگامى كه شمشير تيز از نيام در آيد
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 5262
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٢٦٢