دو برابر داد و به آنها و بسيارى از مردانشان چيز داد .
گويد : زندانيان از زندانها نقب زدند و از آن برون شدند ، كسان به فتنه افتادند و مردم خبيث و بد كاره به اهل صلاح تاختند ، بدكاره عزت يافت و مؤمن ذليل شد و صالح به محنت افتاد و وضع مردمان بد شد ، مگر كسانى
( 444 كه در اردوى طاهر بودند كه مراقب حالشان بود كه دست بىخردان و بد كاران را باز نمىگذاشت و با آنها سختى مىكرد .
گويد : طاهر صبح و شب نبرد كرد چندان كه دو گروه فروماندند و ولايت به ويرانى رفت .
در اين سال عباس بن موسى از جانب طاهر سالار حج شد ، و براى مأمون دعاى خلافت گفت و اين نخستين بار بود كه در موسم حج در مكه و مدينه براى وى دعاى خلافت گفته مىشد .
( 445 آنگاه سال صد و نود و هفتم در آمد .
پايان جلد دوازدهم
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 5504
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٥٠٤