« و جعل ينوء و يكبّ » « 1 » .
وقتى كه مىافتاد گاهى بر جانب راست صورت مىافتاد گاهى بر رو مىافتاد ،
وقتى بيرون آمد كه به طعن نيزهء صالح بن وهب در كمر از اسب در غلطيد « 2 » ،
وقتى آمد كه « حصين بن تميم تيرى به روى حضرت زد ، ابو ايّوب غنوى تيرى بر حلق حضرت زد » « 3 » ،
وقتى آمد كه زرعة بن شريك به بالينش آمد ، ضربت شمشيرى بر دوش حضرت زد ، ضربت شمشيرى بر دست چپ حضرت زد ، كه كف دست حضرت را از بدن جدا نمود « 4 » ،
وقتى آمد كه سنان بن انس طعن نيزه در ترقوهء حضرت فرو برد ، نيزه را كشيد ، دو مرتبه در سينهء حضرت آن را فرو برد ، باز قلبش تسكين نيافت ، دست به كمان برد تيرى بر حلق حضرت رها نمود كه بر زمين افتاد . برخاست نشست
هامش
( 1 ) - : و آن مظلوم عالم : « هر دو كف دست به زير خون گرفت همين كه كفهايش پر از خون شد » سروصورت خود را رنگين كرد و مىگفت : با همين حال كه به خونم آغشتهام و حقّم را غصب كردهاند خدا را ملاقات خواهم كرد . و در نسخه اينگونه آمده : « و جعل يكبو مرّة و يقوم اخرى » .
( 2 ) - : « طعنه صالح بن وهب المزني على خاصرته طعنة فسقط الحسين عن فرسه إلى الأرض على خدّه الأيمن و هو يقول : بسم اللّه و باللّه و على ملّة رسول اللّه ! » .
( 3 ) - البحار : 45 / 55 .
( 4 ) - « فحمل عليه عليه السّلام من كلّ جانب فضربه زرعة بن شريك على كتفه اليسرى فقطعها ، فضربه آخر منهم على عاتقه فكبا منها لوجهه » .