« إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ »
« 1 » .
أمير المؤمنين عليه السّلام نيز خوفش به اندازهاى بود كه شبى چند مرتبه غش مىكرد . تو از همه مىترسى مگر از خدا ، اگر آنقدر كه از مخلوق ضعيفى مىترسيدى از خدا مىترسيدى خوب بود . ترست از خلائق « نقد » ، و از خالق « وعد » است .
تسليمش به درجهاى بود كه هيچ وقت نفرموده : « اگر چطور نشده بود حالا چطور مىشد » تو روزى چند هزار ايراد به خداى خود مىگيرى ! . فرمود : « هر كس راضى نباشد به قضاى من بجويد خدائى غير از من » « 2 » .
آيا تو ، بهتر از خدايت ، مصلحت خودت را ميدانى ؟ !
رفتارش با مردم به قسمى بود كه دارد :
« كان يقسّم لحظاته بين جلسائه » . « و لا عاتب أحدا على ذنب أذنب » « 3 » .
تو با اغنيا چه قسم رفتارى مىكنى ، با فقرا چه قسمى ؟ .
فرمود : نباش از آنها : « اللّهو مع الأغنياء أحبّ إليه من الذّكر مع الفقراء » « 4 » .
زهدش به درجهاى بود كه أمير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد :
« يكون السّتر على باب بيته صلّى اللّه عليه و آله فتكون فيه التّصاوير ، فيقول لإحدى أزواجه :
هامش
( 1 ) - فاطر : 28 . : « از بندگان خدا تنها دانشوران - عالمان ربّانى - از او مىترسند » .
( 2 ) - البحار : 5 / 95 / 18 .
( 3 ) - البحار : 71 / 3 / 21 .
( 4 ) - نهج البلاغه : حكمت : 151 . : « [ مباش از كسانى كه ] خوشگذرانى با سرمايهداران را بيشتر از ياد خدا با مستمندان دوست دارد » .