يثق بهم و لا تغترّوا منه بقوله ، فما يقتلني - و اللّه - غيره ، و لكنّه لا بدّ لي من الصّبر حتّى يبلغ الكتاب أجله » . « 1 »
به خود مأمون وقتى تكليف كرد ولىّ عهدش گردد فرمود :
« و اللّه لقد حدّثني أبي عن آبائه عليهم السّلام عن أمير المؤمنين عليه السّلام عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله :
أنّي أخرج من الدّنيا قبلك مسموما مقتولا بالسّمّ مظلوما ، تبكي عليّ ملائكة السّماء و ملائكة الأرض ، و ادفن في أرض غربة إلى جنب هارون الرّشيد !
فبكى المأمون : ثمّ قال له : يا ابن رسول اللّه ، و من الّذي يقتلك أو يقدر على الإساءة إليك و أنا حيّ ؟ فقال الرّضا عليه السّلام : أما إنّي لو أشاء أن أقول من الّذي يقتلني لقلت » . « 2 »
هامش
( 1 ) - عيون : 2 / باب 45 / 1 . در كتاب شريف عيون أخبار الرّضا عليه السّلام مسندا از اسحاق بن حمّاد نقل است كه گفت : مأمون مجالسى تشكيل مىداد براى بحث و در آن مجالس مخالفين اهل بيت عليهم السّلام گرد مىآمدند و او با آنان در مورد امامت علىّ بن ابى طالب أمير المؤمنين عليه السّلام بحث مىكرد و او را بر ديگران از اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله تفضيل مىداد ، و اين كار را براى محبوب شدن خود نزد حضرت رضا عليه السّلام مىكرد ، و آن حضرت به ياران و دوستان مطمئن و رازنگهدار خود مىفرمود : فريب اينگونه كارهاى مأمون را نخوريد ، به خدا سوگند جز او قاتل من نيست ، و ليكن من چارهاى جز صبر و شكيب ندارم تا اينكه مدّت عمرم تمام به سر آيد » .
( 2 ) - البحار : 49 / 129 / 3 . : « به خدا سوگند من پيش از تو از دنيا رفته و به زهر كشته خواهم شد و در نهايت مظلوميت به قتل خواهم رسيد ، به نوعى كه تمام فرشتگان آسمان و زمين بر من مىگريند ، و در زمينى غريب در كنار هارون به خاك سپرده و دفن گردم ! . مأمون كه اين شنيد گريست ، سپس گفت : اى زادهء رسول خدا ، چه كسى -