و در خبر ديگر به دعبل خزاعى فرمود : وقتى كه اشعارى كه در مدينه جدّ و پدرش انشاد كرده بود خواند و به اين شعر رسيد :
و قبر ببغداد لنفس زكيّة * تضمّنها الرّحمن في الغرفات « 1 »
فرمود : اين دو شعر را بر قصيدهء خود ملحق كن تمام شود :
و قبر بطوس يا لها من مصيبة * توقّد في الأحشاء بالحرقات
إلى الحشر حتّى يبعث اللّه قائما * يفرّج عنّا الهمّ و الكربات « 2 »
هامش
- كه ما شفيع او باشيم نجات خواهد يافت ، و لو اينكه سنگينى بار گناهش به اندازهء بار جنّ و انس باشد » . و استاد ما مرحوم آقاى غفّارى - رحمة اللّه عليه - ذيل اين حديث گفتهاند : « هرگاه وضع طورى باشد كه منجر به خروج مردم از دين و آئين حقّ شود بايد امورى عملى گردد كه از آن فساد پيشگيرى كند و مردم را در صراط حقّ باقى گذارد و لو آلوده به گناه باشند ، و پرواضح است كه زيارت قبور أئمّهء اطهار عليهم السّلام اين پست مهمّ را در هركجا عهدهدار است ، لذا ترغيب به آن عملى كه عهدهدار اين جلوگيرى از خروج دين و تبليغات دشمن مفسد مىكند ، ضرورى و از اهمّ امور است ، و به نظر مىرسد ثواب زيارت أئمّهء اطهار عليهم السّلام اين پست مهمّ را در هركجا عهدهدار است ، لذا ترغيب به آن عملى كه عهدهدار اين جلوگيرى از خروج دين و تبليغات دشمن مفسد مىكند ، ضرورى و از اهمّ امور است ، و شايد ثواب زيارت ائمّه عليهم السّلام كه تا اين حدّ عظيم در روايات آمده است سرّش همين باشد » .
( 1 ) - : « و قبرى در بغداد ازان نفس زكيّهاى است كه خداوند در يكى از غرفههاى بهشت او را جاى داده است ( مراد حضرت كاظم عليه السّلام مىباشد ) .
( 2 ) - : « و قبرى در شهر طوس است كه وا مصيبتا از غم و اندوهش كه آتش مصيبت فاجعهء مرگش در اعضا و رگ و ريشهء بدن شعله مىزند تا روز حشر ، مگر خداوند قائمى برانگيزد و بر ستم و ستمكاران پيروز شود و درد و رنج ما را تا حدّى آرام بخشد » .