در خبر است : « إنّ للّه ملكا ينادي [ في ] كلّ يوم : لدوا للموت و اجمعوا للفناء ، و ابنوا للخراب » . « 1 » أيضا : « عجبا لقوم حبس أوّلهم عن آخرهم ثمّ نودي فيهم الرّحيل و هم يلعبون » « 2 » .
در قبرستانها نرفتهاى ؟ نديدهاى اينها كه آنجا خوابيدهاند كيانند : پدران تو ، مادران تو ، برادران تو ، خواهران تو ، فرزندان تو ، بنى اعمام تو ، رفيقان تو ، هم سنّان تو هستند كه در زير خاك آرميدهاند . نشنيده [ اى ] هر روز صبح از خانه
هامش
- مرحوم مؤلّف در حاشيه ، اين بيت حافظ را آوردهاند :مرا در منزل جانان چه جاى امن ، چون هردم * جرس فرياد مىدارد كه بربنديد محملها( 1 ) - نهج البلاغه : حكمت 132 . از أمير المؤمنين عليه السّلام نقل است كه در ضرورت ياد مرگ مىفرمودند : « خدا را فرشتهاى است كه هر روز بانگ مىزند : بزائيد براى مردن ، و فراهم آوريد براى نابود شدن ، و بسازيد براى ويران گشتن » .
( 2 ) - الكافي : 3 / 258 / 29 . و فيه : « عن عجلان أبي صالح ، قال : قال لي أبو عبد اللّه عليه السّلام : يا أبا صالح ! إذا أنت حملت جنازة فكن كأنّك أنت المحمول و كأنّك سألت ربّك الرّجوع إلى الدّنيا ففعل ، فانظر ما ذا تستأنف ، قال : ثمّ قال : عجب لقوم حبس أوّلهم عن آخرهم - إلخ » .
نقل است حضرت صادق عليه السّلام در مدح عبرت گرفتن از مردگان موقع تشييع و حمل جنازه و ضرورت ياد مرگ به عجلان ابو صالح مىفرمودند : اى ابا صالح ! هرگاه جنازهاى را حمل نمودى چنان باش كه گوئيا ترا حمل مىكنند ، و گوئيا از پروردگار خود خواستهاى بازگشت به سوى دنيا را ؛ و چنين شده است ( يعنى ترا به دنيا باز گردانيدهاند ) پس توجّه كن كه براى آيندهء خود چه مىكنى . ( راوى ) گفت : سپس حضرت فرمود : تعجّب است از طايفهاى كه پيشينيان ايشان حبس شدند ( يعنى مردند و در عالم برزخ محبوس گرديدند ) سپس ندا شده است در ايشان به كوچ نمودن ( براى آخرت ) در حالى كه آنها مشغول بازى هستند ( يعنى به دنيا اشتغال دارند ) .