تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مواعظ ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
خطاب رسيد : به او بگو : كما تدين تدان » . « 1 » گذشته از خبر تجربه شده است . اى كسى كه زن حلال خود را گذاشته اجنبيه پيدا مىكنى ، اگر وى هم با اجنبى آشنائى پيدا نمود حقّ دارد چون او هم مانند تو دلى دارد ، در حلال غيرت مىورزند بر تو تا كجا به حرام ؟ ! مىگويند مردى دو كنيز خريده بود ، زنش هم دو غلام خريد ، مرد بر او انكار نمود ، گفت : تو كنيزان را به فروش من هم غلامان را مىفروشم . از اين جهت فرمودند : « ما زنى غيور قطّ » . « 2 » ولى در اين عصر نه ديانت مانده نه غيرت و الّا اشخاصى كه خودشان كثافت‌گرى دارند بايد دانسته باشند زنهايشان هم دارند . خداوند قرار داده زن در خانه مستور باشد ، كسى را نبيند [ و ] كسى او را نبيند ، حتّى در غرفه نشيمن نكند ، كسانى كه جلو [ ه ] مىدهند زنهاى خود را ؛ هرجا مىخواهند بروند بيايند ؛ هركه را مىخواهند ببينند و هرچه را مىخواهند بپوشند ، يك رگ غيرت ندارند ، گويا مىگويند مردمان پيش سفيه بودند كه اگر از زنى خيانتى مىديدند او را به قتل مىآوردند با اين كارها چيزى از او كم نمىشود ، چه ضرر دارد ، حال كه چنين است كسى از او تمتّعى ببرد ؟ ! . واى بر اين انسانيت كه نه غيرت [ است ] و نه ديانت ! .
هامش
( 1 ) - الفقيه : 4 / 21 / 4986 . بحار : 14 / 41 . از امام باقر عليه السّلام نقل است كه در پايان حديثى طولانى فرمود : « همان كه تو خود دربارهء ديگران كردى به سرت آمد » . ( 2 ) - از أمير المؤمنين علىّ عليه السّلام نقل است كه فرمود : « غيرتمند هرگز زنا نمىكند » . ( نهج البلاغه : حكمت 305 )
مواعظ ( فارسى ) — صفحة 216 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / بهراد جعفرى