« اللّهمّ إنّي أعوذ بك من الكرب و البلاء » ،
به أصحابش فرمود :
« قفوا و لا ترحّلوا ، فههنا و اللّه مناخ ركابنا ، و ههنا مسفك دمائنا ، و ههنا و اللّه هتك حريمنا ، و ههنا و اللّه مقتل رجالنا ، و ههنا و اللّه ويح أطفالنا ، و ههنا و اللّه نزار قبورنا ، بهذه التّربة وعدني جدّي رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و لا خلف لقوله » « 1 » .
دويم محرّم بود كه وارد آن زمين شد ، بعضى نوشتهاند وقتى كه حضرت مىخواست پياده شود يك پايش در ركاب ، پاى ديگر را بر زمين گذاشته بود كه زمين كربلا به تزلزل آمد و گرد و غبار زردى برخاست بر سروصورت حضرت نشست .
دارد وقتى كه حضرت پياده شد تمامى أهل بيت را از مردان و زنان و اطفال در خيمه جمع نمود بعد از آن شروع كرد به نگاه كردن به ايشان ، بعد از نگاه حضرت يك ساعت بنا نمود به گريه كردن !
نمىدانم از آن نگاه چه به نظرش آمد كه يك ساعت گريست ، بعد عرض
هامش
( 1 ) - : پس از كشيدن نفسى عميق و لبريز شدن اشك از ديدگان فرمود : « خداوندا ، به تو پناه مىبرم از كرب و بلا ! . همينجا بايستيد و مركب خود را مرانيد ، زيرا اينجا اقامتگاه ما ، و محلّ ريخته شدن خون ما است ، و سوگند به خدا در همينجا است كه پردهء حرم و حرمت ما دريده شود ، و سوگند به خدا در اينجا مردان ما به قتل مىرسند ، و ناله و زارى كودكانمان بلند مىشود ، و همين جاست كه محلّ زيارت قبور ما خواهد بود ، به همين خاك بود كه جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مرا وعده فرمود و او هيچ خلفى در وعده و گفتارش نيست » .