داشت ، شب و روز ؛ بيانى و بنانى دست از ارشاد و انذار برنمىداشت . خواصّ شيعيان خود را ، چون سلمان و ابو ذر و مالك اشتر و محمّد بن أبى بكر و حارث همدانى موعظه مىنمود خلّص دشمنان خود را نيز تذكره مىفرمود ، حتّى مانند عمرو بن عاص و معاوية بن أبى سفيان ، كه در نامه به او مىنويسد :
« و كيف أنت صانع إذا [ ما ] تكشّفت عنك جلابيب ما أنت فيه من دنيا قد تبهّجت بزينتها ، و خدعت بلذّتها . دعتك فأجبتها ، و قادتك فاتّبعتها و أمرتك فأطعتها . و إنّه ليوشك أن يقفك واقف على ما لا ينجيك منه مجنّ ، فاقعس عن هذا الأمر ، و خذ أهبة الحساب ، و شمّر لما نزل بك ، و لا تمكّن الغواة من سمعك ، و إلّا تفعل اعلمك ما أغفلت من نفسك ، فإنّك مترف قد أخذ الشّيطان منك مأخذه ، و بلغ فيك أمله ، و جرى منك مجرى الرّوح و الدّم » . « 1 »
براى محمّد بن أبى بكر مىنويسد - وقتى كه او را به مصر فرستاد - :
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : رساله 10 . نقل است كه آن حضرت عليه السّلام اين نامه را در سرزمين صفّين در سال 36 هجرى پيش از آغاز نبرد براى معاويه ارسال نمود : « چه خواهى كرد ، آنگاه كه جامههاى رنگين تو كنار رود ، جامههايى كه به زيباييهاى دنيا زينت شده است ؟ ! دنيا تو را با خوشىهاى خود فريب داده ، تو را به سوى خود خواند ، و تو به آن دعوت پاسخ دادى ؛ تو را كشاند و دنبالش رفتى و فرمانت داد و اطاعت كردى .
همانا به زودى تو را وارد ميدان خطرناكى مىكند كه هيچ سپر نگهدارندهاى نجاتت نمىدهد . اى معاويه از اين كار دست بكش ، و آمادهء حساب باش ، و آمادهء حوادثى باش كه به سراغ تو مىآيد . به گمراهان فرومايه ، گوش مسپار ! اگر چنين نكنى به تو اعلام مىدارم كه در غفلتزدگى قرار گرفتهاى ، همانا تو نازپروردهاى هستى كه شيطان بر تو حكومت مىكند ، و با تو به آرزوهايش مىرسد ، و چون روح و خون در سراسر وجودت جريان دارد » .