تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مواعظ ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
هامش
- معروف به صلاح و عبادت بودند را در جماعتى بيش از هزار مرد در سرزمين « منى » گرد آورد كه اكثر آنها از تابعين و فرزندان صحابه بودند و امام حسين عليه السّلام در حالى كه در خيمه‌اش نشسته بود به قصد ايراد خطبه برخاسته و پس از حمد و ثناى الهى فرمود : امّا بعد ؛ اين فرد طغيانگر دربارهء ما و شيعيانمان آنچه ديديد و مىدانيد و حاضر بوده‌ايد روا داشت ! و من قصد آن دارم دربارهء مطالبى از شما پرسشى كنم ، اگر راست گفتم تصديقم كنيد و اگر خلاف بر زبان راندم مرا تكذيب كنيد ، گفتارم را گوش كنيد و آن را در سينه‌هاتان جا داده سپس به شهرها و قبائل خود بازگشته و به افراد مورد اطمينان مطالب مرا بازگوييد ، چرا كه من خوف آن دارم كه اين حقّ ضايع و تباه شود ، و خداوند نور خود را به كمال مىرساند هرچند كافران را ناخوش آيد . امام حسين عليه السّلام همهء آنچه خداوند در قرآن دربارهء آنان نازل كرده تلاوت نموده و تفسير كرد ، و تمام مناقبى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء پدر و مادر و أهل بيت او گفته بود همه را نقل نمود ، و در پايان تمامى اين موارد صحابه مىگفتند : به خدا همين‌طور است ، ما آن را شنيده و بر آن گواهى دهيم ! ، و تابعيّون مىگفتند : به خدا آرى ، اينها را كسى براى ما حديث نموده كه مورد تصديق و اطمينان ما مىباشد . تا اينكه همهء مطالب را گفت . سپس فرمود : شما را به خدا سوگند كه چون بازگشتيد اين حرفها را به افراد مورد اطمينان خود بگوييد . سپس فرو آمده و مردم نيز پراكنده شدند . * * * * * * * * * *