تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
آنها را به معنايى كمابيش ساده‌دلانه تصديق كند .

ب . مسئلهء منابع

محققان اروپايى قرن نوزدهمى ، به نحوى كه ما امروز در كارشان تأمل مىكنيم ، به طرز مفرطى ، علاقه به كوشش در كشف « منابع » [ - سرچشمه‌هاى ] گزاره‌هاى قرآنى داشتند . مىتوان گفت : آغازگر كوشش‌هاى جديد در اين زمينه كتاب آبراهام گايگر
Abraham Geiger
( به آلمانى ، انتشار يافته به سال 1833 ) تحت عنوان محمد ( ص ) از يهوديت چه گرفته است ؟ مىباشد . « 1 » محققان متعددى به اين فهرست پيوسته‌اند ، و بين كسانى كه چنين مىانگاشتند كه يهوديت منبع اصلى [ الهام‌دهنده به ] اسلام بوده ، و كسانى كه فكر مىكردند مسيحيت منبع اصلى و اوليه بوده است ، نبردى سخت درگرفته بود . بعضى از آثار متأخرتر را مىتوان در فهرستى كه در صفحات پيشين عرضه داشتم پيدا كرد . از آن‌جا كه كندوكاو در زمينهء اين « منابع » ، با اعتراض مسلمانان مواجه شده است ، به نظر مىرسد كه اظهارنظرهايى اجمالى و كلى در اين باب ، خالى از فايده نباشد . نخست اين‌كه بررسى و مطالعه در زمينهء اين « منابع » ، نفى ارزش و حكمت از عقايد و انديشه‌هايى كه منابع آنها يافته شده است نمىكند ، و حقيقت و اعتبار آنها را منتفى نمىسازد . نمايشنامهء هاملت شكسپير حتى پس از آن‌كه ما « منبعى » را كه شكسپير خطوط كلى آن داستان را از آن اخذ و اقتباس كرده است ، يافته‌ايم ، همچنان به عنوان يك نمايشنامهء بزرگ باقىمانده است . همچنين اطلاع ما از آن منبع چيزى در باب اهميت فرايندهاى آفرينشگرانه‌اى كه در ذهن شكسپير رخ داده ، به ما نمىدهد . البته بايد اذعان كرد كه اين مثال ، شاهد مثال دقيقى براى قرآن نيست . مع الوصف مردم غالبا چنين مىانگارند كه در آثار شعراى بزرگ ، نوعى الهام الهى در كار بوده است ، و علاوه‌بر آن ما مىتوانيم چنان‌كه بايد و شايد از « فرايند آفرينشگرانه » سخن بگوييم . ثانيا حتى كسانى كه معتقد به اين نظريه‌اند كه قرآن كلام نامخلوق [ - قديم ] الهى است ، مىتوانند ، كماهوحقّه ، اين « منابع » يعنى تأثيرات خارجى مؤثر بر تفكر عرب‌هاى روزگار حضرت محمد [ ص ] را بررسى كنند . اين معنى كرارا در قرآن تأكيد شده است كه
هامش
( 1 ) . مقايسه كنيد با يادداشت چهارم از فصل هشتم كتاب حاضر .