اين كتاب ، « قرآن عربى » است ؛ و اين تعبير بدين معنى است كه قرآن صرفا به زبان عربى نيست ، بلكه بر وفق مفاهيمى كه براى عربها آشنا بوده است ، بيان گرديده است .
بدينسان آيهء 88 سورهء مؤمنون همواره براى محققان اروپايى مايهء سوءفهم بوده است ، زيرا تعبير اجاره ( پناه دادن انساندوستانه به همنوع و همجوار ) را كه مفهومى دقيقا عربى است دربارهء خداوند به كار برده است . همچنين بسيارى از قصص قرآن به شيوهء تلميحى و اشارى است كه نشان مىدهد مخاطبان فى الواقع اطلاعاتى راجع به قصه ( ها ) داشتهاند .
اگر اين دو نكته قابل قبول باشد ، ملاحظه خواهد شد كه بررسى منابع و تأثيرات [ فرهنگى بر قرآن ] علاوه بر آنكه درست است ، به حد متعادلى بايد مورد توجه قرار گيرد . اين امر حاكى از گسترش و رواج عقايد و انديشهها و ساير ويژگىهاى فرهنگى در عربستان پيش از نزول قرآن است . و شايد ما بتوانيم چيزى از اين قوانين عام دريابيم كه باعث مىشود مردمان بعضى عقايد و انديشهها را از همسايگان و همجوارانشان اخذ كرده و ساير عقايد و انديشهها را پسبزنند . چنين مطالبى براى محققان علوم اجتماعى و عامهء خوانندگانى كه ذهنيت مشابه دارند ، جاذبه دارد . چنين بررسىاى در باب منابع و تأثيرات [ فرهنگى ] چنين بررسى و كاوشى از منابع و تأثيرات [ فرهنگى ] البته براى مسلمانان مسائل و مشكلات كلامى [ - الهياتى ] به بارمىآورد ، يا پيچيدگى بيشترى بر مسائل كهن مىافزايد . آموزه يا نظريهء قديمانگارى قرآن ، لامحاله مشكل رابطهء بين قديم ( ازلى ) و زمانى ( حادث ) را پيش مىآورد . ممكن است بگويند رويدادهاى زمانى يا زمانمند ياد شده در قرآن ، از ازل بر خداوند معلوم بوده است ، ولى اين پاسخ نيز همچنان مسائلى را بىجواب باقى مىگذارد . چگونه زبان ناقص بشرى مىتواند ، بيانگر و نمايانگر كمال انديشه [ / علم ] الهى باشد ؟ اگر بگوييم زبان ، مخلوق خداوند است ، از اين سخن چنين برمىآيد كه خداوند از طريق علل ثانويه عمل مىكند ؛ و نسبت يا رابطهء اين علل ثانويه با خداوند - كه علت اوليهء همهء رويدادها [ حوادث / حادثات / ممكنات ] است - چيزى جز شكل و شيوهاى ديگر از رابطهء بين حادث و قديم نيست . به اين ترتيب ، در واقع فقط صورت مسئله را عوض كردهايم .
قرآن به مدت تقريبا چهارده قرن مورد بحث و مطالعه و مداقّه بوده است ، كه دستاورد
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: ريچارد بل
ص٢٧٥