اروپايى بر اين باورند كه بحث از كلام بارى از دل تأملات مسيحى راجع به « كلمة اللّه » بيرون آمده است . و باوجود آن كه بعضى انديشههاى قابل توجه در اين زمينه و از اين نظرگاه ابراز گرديده است ، مىتوان اثبات كرد كه اين مباحثات صرفا علمى [ و متأثر از كلام مسيحى ] نبوده بلكه مربوط به مسائل سياسى مهم در داخلهء جهان اسلام بوده است .
در ابتدا مىبايد اين مسئله آشكار و بديهى تلقى شده باشد كه قرآنى كه در برهههاى خاصى از زمان در طى حدودا بيست سال از زندگى حضرت محمد [ ص ] ظاهر گرديده نمىتواند موجود از ازل [ يعنى قديم ] انگاشته شود . مع ذلك در خلافت مأمون ( 198 - 218 ق ) بسيارى از شخصيتهاى طراز اول علم كلام اهل سنت بر آن بودهاند كه قرآن قديم و كلام نامخلوق الهى - است . ( كلام اللّه در عربى - يعنى سخن خداوند - متمايز از كلمة اللّه - يعنى كلمهء الهى - است كه در آيهء 171 سورهء نساء به حضرت عيسى [ ع ] اطلاق گرديده است ) . شخصيتهاى ديگر ، و عمدهتر از همه متكلمان معتزلى كه همرأى با مأمون بودند ، نظريهاى نقطهء مقابل اين نظر داشتند و بر آن بودند كه قرآن كلام مخلوق خداوند است و ازلى يا قديم نيست . تعارض بين اين دو نظر گاه چندان بالا گرفت كه پيش از پايان عصر خلافت مأمون ، تفتيش عقايدى به نام محنه [ - دانشنامهء قرآن و قرآنپژوهى ] برقرار گرديد و از همهء شخصيتهايى كه مشاغل و مسئوليتهاى رسمى داشتند ، از جمله قضات و حكام محلى خواسته شد كه رسما و علنا اعلام دارند كه معتقدند به اينكه قرآن كلام مخلوق [ - آفريده شده ] ، و نه نامخلوق الهى است . اين تفتيش عقايد با حدت و شدت تا پس از به خلافت رسيدن متوكل در سال 234 ق ادامه داشت .
در بادى نظر اين امر غريب مىنمايد كه يك نكتهء بغرنج كلامى از اين دست ، بازتاب و تبعات سياسى يافته باشد . بررسى بيشتر اين وضعيت نشان مىدهد كه اين مسئله مربوط به مسئلهء تنازع قدرت بين كسانى كه مىتوان آنان را جناح استبدادگرا ناميد و گروه ديگر كه بر همين قياس ، جناح قانونگرا بودند ، بوده است كه هر يك از آنان نمايندهء چندين هيئت مشترك المنافع بههم پيوسته ، بودند . اين مناقشهء كلامى دامنگير علما يا محققان دينى در جناح قانونگرا و ديوانيان و كارمندان در جناح استبدادگرا بود . گروه اخير متمايل به آرا و نظريات فرقهء شيعه بودند كه لااقل بخشى از آنان طرفدار ماهيت فرهمند يا الهى
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: ريچارد بل
ص٢٥٤