1 . تفسيرنگارى
كار علمى محققان مسلمان بر روى متن قرآن ، در فصل پيشين به تفصيل شرح داده شد و نيازى به تكرار در اين فصل ندارد . ايگناتس گولدزيهر در پژوهش ماندگارى كه در باب تاريخ تفسير قرآن انجام داده است ، « 1 » بر آن است كه حتى كار بر روى متن هم مستلزم نوعى تفسير خواهد بود و خود چند مثال در اين زمينه عرضه مىدارد . اين مرحله را مرحلهء تفسيرنگارى مأثور يا نقلى ناميدهاند . قرآن سرشار از تلميحات و اشارات است ، كه مىتوان استنباط كرد كه در عهد نزول وحى روشن بودهاند ، ولى براى نسلهاى بعدى به هيچوجه خالى از ابهام نبودهاند . بدينسان رجالى به عرصهء علم و فرهنگ آمدند كه مىگفتند مىدانند كه افراد مورد اشاره در آيه يا عبارت قرآنى خاص چه كسانى هستند ، و چه سبب يا رويداد خاصى شأن نزول آيه يا عبارت معينى در قرآن است . در اينگونه موارد ، غالبا تخيل يكهتاز ميدان مىشده است و انبوهى از حكايات ناموثق وجود داشته است . بالنتيجه محققان دقيق رواياتى را كه ممكن بوده است موثق باشند ، مورد تدقيق قرار مىدادند تا نشان دهند يك آيه يا عبارت قرآنى خاص چگونه و چه وقتى نازل شده است . اين رشته ، جزو علمى از علوم قرآنى كه اسباب النزول نام داشته ، بوده است . اثر معتبر و قديمى در اين رشته كتاب اسباب النزول واحدى ( م 468 ق ) است كه چاپهاى
هامش
( 1 ) .Die Richtungen der islamischen Koranauslegung , Leiden , 1920 , 1952 .بررسى اجماليى از آثار محققان مسلمان در تاريخ قرآن ، اثر نولدكه - شوالى ، ج 2 ، ص 156 - 187 آمده است .