خواهد شد . از سوى ديگر ، عقيده به روز قيامت بعدها پيشرفتهتر و پروردهتر شده و عذابهاى جهنم و نعيم بهشت به تفصيل بيشتر به ميان مىآيد . در ارتباط با همين مسئله ، چند مسئلهء ديگر براى نخستينبار ظاهر مىگردد يا تأكيد بيشتر مىيابد . چهبسا فرشتگان ابتدا در پيوند با قيامت مطرح شده باشند . ولى قطعا در اواخر دورهء مكى از آنها به عنوان كارگزارانى تنها يا همراه با « روح » كه عامل اجراى مشيت الهى و ابلاغ وحى او هستند سخن گفته مىشود . در همان دوران نام الرحمن به ميان مىآيد و شايد دربردارندهء معناى عميقتر رحمت است . اين شايد به خاطر عميقتر شدن درك معنوى مؤمنان باشد كه قرآن كمكم چنين كلماتى را به كار مىبرد كه بيانگر پيوند قلبى آنان با خداوند است ، يعنى كلماتى چون : توبه ، مغفرت ، كفّاره و رضوان . و ممكن است بعضى از اين كلمات نخستبار پس از هجرت پديدار شده باشند .
هجرت باعث تماس نزديك مسلمانان با يهوديان شد . به نظر مىرسد حضرت محمد [ ص ] ابتدا انتظار داشت كه يهوديان هويت و ماهيت وحى او - يعنى وحيى را كه به او مىشود - همسان با آنچه ايشان در كتاب مقدس عبرانى دارند ، بينگارند ، و آمادگى آن را داشت كه با آنان دوستانه و به مهربانى رفتار كند . اما به زودى معلوم شد كه يهوديان آمادگى قبول وحى قرآنى را ندارند و روابط بين آنها و مسلمانان رو به وخامت نهاد .
مسلمانان نيز از اختلافات بين يهوديت و مسيحيت درسهاى زيادى آموخته بودند و از آنجا كه هر دوى آنها را مبتنى بر وحى اصيل الهى مىدانستند ، به كلى حيران و سردرگم شده بودند . رفتهرفته راه و چارهاى براى اين مسئله از سوى قرآن عرضه شد . اين چاره با تأكيد جديد بر شخصيت حضرت ابراهيم [ ع ] ، و مخصوصا اين واقعيت كه او نه يهودى بود و نه مسيحى ، پيوند داشت . « 1 » با آنكه يهوديان و مسيحيان اعتقاد دارند كه خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب را مىپرستند و تداومى براى دين اينان وجود دارد ، اين نيز واقعيتى است كه مىتوان گفت آغاز ديانت يهود با يعقوب ( نوادهء ابراهيم ) است ، اگرچه وحى اصلى فقط بر موسى [ ع ] نازل شده است . در قرآن حضرت ابراهيم [ ع ] در ارتباط با
هامش
( 1 ) .Cf . Edmund Beck , Die Gestalt des Abraham am Wendepunket der Entwicklung Muhammeds' , Muse ? on , lxv ( 1952 ) , 73 - 94 .بكBeckقائل به اصالت هرچه كمتر براى قرآن است .