تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 1466

مساهمون:

ص١٤٦٦
است و در اين جا انتساب او به مادر است كه بنت غزوان است و اخت عتبة بن غزوان . در فهرست تاريخ طبرى نيز چنين آمده است : يعلى بن اميّه ( يعلى بن منيه ) . و نيز ر . ك : اعلام زركلى ، ( طبع ثالث ، 1389 ه - 1969 م ، ج 9 ، ص 269 ) . حديث تاريخ نهادن در ترجمهء تفسير طبرى آمده است . ( ترجمهء تفسير طبرى ، به تصحيح و اهتمام حبيب يغمايى ، دانشگاه تهران ، موقوفهء دكتر يحيى مهدوى ، ج 3 ، ص 637 ) . ص 89 ، س 1 : در دو نسخهء ص 187 a - 185 b و صب 144 b - 143 b ، روايتى ديگر گونه از هجرت پيامبر آمده است . گفتنى است كه روايت اين دو نسخه همانندى دارد با سيرة النبى و ترجمهء سيرت رسول الله ( ج 1 ، صص 73 - 464 ) . اشعارى كه اسماء مىشنيده ، اما خوانندهء آن را نمىديده چنين است : جزى الله ربّ النّاس خير جزائه * رفيقين حلَّا خيمتى أمّ معبد هما نزلا بالبرّ ثمّ تروّحا * فأفلح من أمسى رفيق محمّد ليهن بنى كعب مكان فتاتهم * ومقعدها للمؤمنين بمرصد ( سيرة النبى ، ج 2 ، ص 100 ) و نيز : الطبقات الكبير ( الجزء الثامن ، ص 211 ) ، ترجمهء سيرت رسول الله ( نصف اول ، ص 468 ) ، تاريخ طبرى ( ج 3 ، صص 41 - 1240 ) . ص 91 ، س 9 : ص و صب : روايت منقول در اين دو نسخه چنين است كه مىآورم : چون از شب لختى بگذشت پيغامبر عليه السّلام برخاست و بيرون آمد و على را آنجا بخوابانيد ، و ابو بكر ، اسماء ، دختر خويش را بخواند و گفت : من با پيغامبر عليه السّلام همى به كوه روم ، بود كه دو سه روز و شب آنجا بمانم . تو هر شبى ما را طعام آر و خبر قريش به نزديك ما آر . و ابو بكر را رضى الله عنه مولايى بود حبشى ، نامش عامر ، اشتران او را داده بود و او را گفته كه : اين اشتران را بنيكويى بدار ، و او همه كارها راست كرده بود . عامر را گفت : روز دوشنبه اشتران را بياور . و برفت و به غار شد . و ابو بكر رضى الله عنه از پس او برفت . و پيغامبر عليه السّلام پيش رفته بود . و هر دو به غار اندر شدند . پس چون روز ببود . مشركان پيغامبر را نيافتند ، و على بر جاى او خفته بود . او را
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 1466 | محمد بن جرير الطبري / محمد روشن / بلعمي