هم در تاريخ طبرى ، و هم در تاريخ پيامبر اسلام آمده است كه عمير بن ابى وقّاص به گريه از پيامبر اجازهء شركت در جنگ يافت . رفت و كشته شد . نكتهء گفتنى آن است كه در تاريخ پيامبر اسلام از « اسيد بن حضير » نام مىبرد . در متن ما و متن تاريخ طبرى سخن از اسيد بن ظهير است . كدامين درست است ، نمىدانم . جستجوى من به نتيجه اى نرسيد . البته در غزوهء احد نيز رسول خدا كسانى را از جنگ باز مىدارد كه به جاى خود از آن ياد مىكنم و باز در آن غزوه ، اسيد بن ظهير است .
ر . ك : تاريخ پيامبر اسلام ( چاپ سوم ، ص 254 ) ، الكامل ابن اثير ( مجلد ثانى ، ص 151 ) .
ص 114 ، س 8 - 7 :
صورت اسمهاى دو قبيله در نسخه هاى ما ، اساس و نسخهء فا نادرست بود . از متن تاريخ طبرى گرفتم ( ج 3 ، ص 1299 ) .
عبارت متن ما نيز به قياس سيرة النّبى و ترجمهء آن « . . . به فال [ نه ] خوش آمد » ( سيرت رسول الله ، ج 2 ص 544 ) اصلاح شد ، كه عبارت در متن سيرة النّبى ( جزء ثانى ، ص 253 ) چنين بود :
« و سأل عن اهلهما فقيل : بنو النّار و بنو حراق ، بطنان من بنى غفار ، فكرههما رسول الله صلَّى الله عليه و سلَّم . . . » ص 119 ، س 2 :
نقل ماجرا در دو نسخهء ص 190 a و نسخهء صب 146 a بسيار مجمل است .
ص 119 ، س 22 :
در اساس ما نام غلام گرفتار يسار آمده است و غلام عاص بن سعيد دانسته شده . متن را از تاريخ طبرى ( ج 3 ، ص 1303 ) اصلاح كردم ، نيز ر . ك : الكامل ، المجلد الثانى ، ص 119 .
ص 120 ، س 18 - 16 :
گذشته از خلطى كه در نسخه هاى ما روى داده بود ، شمار سران قريش به اجمال ياد شده .
متن تاريخ طبرى ( ج 3 ، ص 1304 ) از اينان نام مىبرد :
عتبة بن ربيعة و شيبة بن ربيعة و ابو البخترى بن هشام و حكيم بن حزام و نوفل بن خويلد و الحارث بن عامر بن نوفل و طعيمة بن عدى بن نوفل و النضر بن الحارث بن كلده و زمعة بن الاسود و ابو جهل بن هشام و اميّة بن خلف و نبيه و منبّه ابنا الحجّاج و سهيل بن عمرو و عمرو بن عبد ودّ .
( و نيز ر . ك : سيرة النبى ، جزء ثانى ، ص 256 ، ترجمهء سيرت رسول الله ، نصف دوم ، ص 548 ) .
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 1469
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٤٦٩