كنيم كه ايشان غافلاند . و شرحبيل شب و روز سپاه را ساخته داشتى . پس روميان به شب در حصار بگشادند و آن هشتاد هزار مرد بيرون آمدند . و به ميان شورستان اندر راهى باريك بود بدان راه بگذشتند و از شورستان بيرون آمدند . چون به مسلمانان رسيدند ، ايشان ساخته بودند . و حرب اندر گرفتند و تا نيم شب حرب كردند . پس مهتر ايشان كشته شد و روميان روى به هزيمت نهادند و سوى حصار شتافتند و هم بدان راه باريك نتوانستند شدن ، بدان شوره و وحل اندر بماندند . و مسلمانان ايشان را همى كشتند تا روز ، و از آن هشتاد هزار مرد بس كس نرست .
پس شرحبيل لشكر به در حصار بيسان برد ، و ايشان صلح خواستند . شرحبيل اجابت كرد بدان شرط كه با مردمان دمشق كرده بود .
و چون مردمان حصار طبريه بشنيدند كه با مردمان فحل و بيسان صلح كردند ، ايشان با ابو الاعور صلح كردند هم بر آن گونه كه صلح دمشق كرده بودند . و بو عبيده نامه كرد عمر را به خبر اين فتحها . عمر و مسلمانان شادى كردند .
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 428
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٤٢٨