تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
بود همه بيرون كردند و با خود ببردند تا از بهر حميّت حرب كنند . و جيفر گروهى را از عبد القيس كه اندر حدود عمان بودند به هواى او ، ايشان را نامه كرد و بخواند . و لقيط به حرب شتاب كرد . و هم بر آن بازارگاه حرب كردند و مسلمانان شكسته شدند ، و لقيط از ايشان بسيار بكشت . پس كار مسلمانان ضعيف شده بود كه از بنو عبد القيس فراز رسيدند ، و جيفر نيرو گرفت و مسلمانان باز گشتند و حرب اندر گرفتند . و مرتدان را دل بشكست و لقيط هزيمت شد . و مسلمانان شمشير اندر نهادند و ده هزار مرد از ايشان بكشتند و خواسته غارت كردند . و از مردمان كه بدان بازار آمده بودند از هواخواهان لقيط بودند ، مسلمانان همه غارت كردند . و غنيمت قسمت كردند و پنج يك بيرون كردند و سوى بو بكر فرستادند به دست عرفجة بن هرثمه . و به پنج يك اندر هشتصد برده بود جز خواستهء ديگر . و جيفر عمان بگرفت و حذيفه با او بيستاد . و عرفجه را بو بكر فرموده بود كه چون از عمان بپردازى به مهره رو . چون عرفجه با غنيمت سوى بو بكر شد ، عكرمه با سپاه سوى مهره شد به مشورت حذيفه و جيفر و هر لشكرى كه جيفر را به عمان به كار نبود با عكرمه بفرستاد . و عكرمه برفت و به زمين مهره شد . ايشان را همه مرتد يافت مگر گروهى كه مسلمان بودند از پنهان . چون عكرمه نزديك شد ، آن مسلمانان از پنهان بيرون آمدند و سوى او رفتند . و آن ديگر همه مرتد بودند و گروهى شده بودند و يكى را بر خويشتن مهتر كرده ، و گروهى ديگر مردى را بر خويشتن مهتر كرده بودند . و هر دو را با يك ديگر عصبيّت بود و نام اين مهتران يكى شخريت بود و نام ديگر مصبّح . عكرمه چون دو گروهى بديد طمع كرد كه ايشان را هلاك كند و غلبه كند . و گروهى كه با شخريت بود كمتر بودند . عكرمه ايشان را كس كرد و به مسلمانى خواند . شخريت اجابت كرد از آنكه اندكى بودند . و او با گروهش سوى عكرمه آمدند . و آن مصبّح را كس كردند و بخواندند ، نيامد كه سپاه او بيشتر بود و به حرب بيستاد . و عكرمه با او حرب كرد سختتر از حرب عمان ، و مصبّح را بكشت و خلقى بسيار از مرتدان بكشت ، و بسيار خواسته غنيمت كرد و قسمت