سخن نگفته اى ، و تو را دعا كرده در صورتى كه تو او را دعا نكرده اى ، و تو را از هول و هراس ايستادن در برابر خداى عزّ و جلّ بىنياز ساخته است ، پس اگر نماز را ناقص بجا آورده غرامتش بر ذمّهء او است نه بر تو ، و اگر آن را بطور كامل ايفاء كرده تو نيز شريك او بوده اى ، و او را بر تو مزيّتى نبوده است . پس او نفس خويش را وقايهء نفس تو ، و نمازش را حافظ نماز تو قرار داده است . از اين رو ميبايد در برابر آنچه بجا آورده است از او سپاسگزارى كنى .
و امّا حقّ همنشينت پس اينست كه با او به نرمى رفتار كنى ، و در مكالمه با او روشى پيشه سازى كه خوش دارى كه او در مكالمه با تو همان روش را پيشه سازد ، و بدون اذن او از نشيمنگاهت برنخيزى ، و براى كسى كه تو در مجلس او نشسته باشى جايز است كه بدون اذن تو برخيزد ، و ديگر آنكه لغزشهاى او را فراموش كنى ، و خوبيهايش را بخاطر خود بسپارى ، و جز سخن خيرى به او نشنوانى .
و امّا حقّ همسايه ات پس حفظ او در غيابش و گرامى داشتنش در حضورش و يارى كردنش در حال مظلوميّت او است . و ميبايد كه عيبجوئى از او نكنى ، و اگر چيز زشتى از او سراغ دارى آن را بر او بپوشانى ، و اگر بدانى كه نصيحت تو را مىپذيرد بىحضور بيگانه اى او را نصيحت گوئى ، و هنگام سختى او را بشدائد روزگار نسپارى ، و لغزشش را بديدهء اغماض
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 566
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٥٦٦