و انس تو ساخته ، و از اين رو بدانى كه اين امر نعمتى از جانب خداى عزّ و جلّ در بارهء تو است ، و بدين جهت ميبايد تا همسرت را گرامى دارى ، و با او مدارا و ملايمت كنى ، و اگر چه حقّ تو بر ذمّهء او واجبتر است ، ولى حقّ او بر تو اينست كه در باره اش مهربان باشى ، زيرا كه او در بند زوجيّت تو است ، و همى بايد تا او را از جامه و طعام برخوردار سازى ، و چون نادانىاى از او ببينى او را عفو كنى .
و امّا حقّ غلام تو اين است كه بدانى كه او آفريدهء پروردگار تو و فرزند « آدم و حوّاء » پدر و مادر تو ، و گوشت و خون تو است ، و تو نه از آن جهت مالك وى شده اى كه تو او را ساخته اى ، نه خدا ، و تو هيچ يك از اعضاء او را نيافريده اى ، و رزقى را براى او توليد نكرده اى ، ولى خداى عزّ و جلّ تو را از اين كار بىنياز نموده و اين مهمّ را براى تو كفايت كرده ، و آنگاه او را مسخّر تو ساخته ، و تو را امين خود بر او قرار داده ، و او را برسم امانت به تو سپرده است ، تا هر آن چيزى را كه در باره اش انجام ميدهى در حساب تو محسوب دارد . پس در بارهء او نيكى كن همان گونه كه خدا در بارهء تو نيكى كرده است . و اگر او را ناپسند دارى با ديگرى تعويض كن ، و آفريدهء خداى عزّ و جلّ را معذّب مدار ، و لا قوّة الَّا با لله .
و امّا حقّ مادرت پس اينست كه بدانى كه او در زمان و مكانى تو را حمل كرده است
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 562
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٥٦٢