زيرا كه طاعت هيچ مخلوق در معصيت خالق روا نيست .
و امّا حقّ رعيّتت در حوزهء سلطنتت پس اينست كه بدانى كه ايشان از آن جهت رعيّت تو شدهاند كه ضعيف بودهاند ، و تو قوى بوده اى ، از اين رو واجب است كه تو در بارهء ايشان عدل و داد كنى ، و نسبت به ايشان همچون پدرى مهربان باشى ، و نادانيشان را بيامرزى ، و در كيفرشان شتاب نكنى ، و خداى عزّ و جلّ را در برابر قدرتى كه تو را بر ايشان داده است سپاس گوئى .
و امّا حقّ كسى كه در كشور علم و معرفت رعيّت تو است ، پس اينست كه بدانى كه خداى عزّ و جلّ تو را در آن علم كه به تو بخشيده ، و گنجينه هائى كه از جانب خود بر تو گشوده ، قيّم و سرپرست ايشان ساخته است ، پس اگر در تعليم مردم شرط احسان را بجا آوردى ، و ايشان را در مسير حمق سوق ندادى ، و از تعليمشان خسته و دلتنگ نشدى ، خدا بفضل خود بر تو مىافزايد ، و اگر علم خود را از مردم دريغ كردى ، يا چون از تو طلب علم كردند ايشان را در مسير حمق سوق دادى ، بر خداى عزّ و جلّ سزاوار است كه علم و هيبت و جمال آن را از تو سلب كند ، و منزلتى را كه در دها دارى فرو كاهد .
و امّا حقّ همسرت پس اينست كه بدانى كه خداى عزّ و جلّ او را مايهء آرامش
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 561
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٥٦١