تسلَّطى كه از جانب خداى عزّ و جلّ بر تو يافته است ، در كار توبه آزمايش درآمده است . و تو را همى بايد كه خود را در معرض خشم او قرار ندهى ، كه خود را بدست خود بمهلكه درافكنى ، و در ستمى كه او بر تو ميراند با او شريك باشى .
و حقّ كسى كه سياست تعليم تو را بر عهده دارد اينست كه او را بزرگ شمارى ، و محضرش را موقّر دارى ، و با دقّت بسخنانش گوش بسپارى ، و روى خود را بسوى او كنى ، و صداى خود را به روى او بلند ننمائى ، و چون كسى چيزى از او بپرسد ، تا او جواب نگويد جواب ندهى ، و در محضر او با كسى سخن نگوئى ، و نزد او بغيبت كسى زبان نگشائى ، و چون پيش تو از او بدگوئى كنند از او دفاع كنى ، و عيوب او را بپوشانى ، و صفات نيكش را پديدار سازى ، و با دشمنش همنشين نشوى ، و دوستى از آن او را بدشمنى نگيرى . پس چون اين وظائف را در بارهء او انجام دادى فرشتگان خداى عزّ و جلّ در باره ات گواهى ميدهند كه در فراگرفتن علم ، طالب خشنودى خدا بوده اى ، و علم آن معلم را ، نه براى مردم ، كه براى خدا جلّ و عزّ اسمه فرا گرفته اى .
و امّا حقّ كسى كه سياست مملكت را بر عهده دارد ، پس اينست كه او را اطاعت كنى ، و نافرمانيش نكنى ، جز در موردى كه موجب خشم خداى عزّ و جلّ شود ،
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 560
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٥٦٠