پناه خدا قرار مىدهم ) . خدا او را مىآمرزد ، و توبه اش را مىپذيرد ، و مهمش را كفايت مىكند ، و او را از بدى محجوب و از شر محفوظ ميدارد .
( باب سخنانى كه بهنگام سوار شدن بر مركب گفته مىشود )
2418 - و امام صادق عليه السّلام چون پاى خود را در ركاب مينهاد ، ميگفت : « * ( سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَما كُنَّا لَه مُقْرِنِينَ ) * » . ( منزهست خدائى كه اين مركب را مسخّر ما ساخت ، و ما بدون يارى خدا قادر بتسخير آن نبوديم ) . و هفت بار خداى را تسبيح و تحميد و تهليل ميكرد .
2419 - و از اصبغ بن نباته روايت شده است كه گفت : ركاب را براى امير المؤمنين عليه السّلام گرفتم ، و او ميخواست تا سوار شود ، پس سر را بلند كرد ، و تبسّمى بر لب راند . پس من گفتم : يا امير المؤمنين تو را ديدم كه سر بلند كردى و تبسّم بر لب آوردى ! فرمود : آرى ، اى أصبغ همانطور كه تو ركاب براى من گرفتى ، من نيز براى رسول خدا صلَّى الله عليه و آله گرفتم . پس سر به آسمان بلند كرد ، و تبسّمى بر لب راند ، و من بمانند تو راز اين كار را باز جستم ، و هم اكنون همان گونه كه او مرا خبر داد ، تو را خبر مىدهم :
عنان اسب شهباء را براى رسول خدا گرفتم . پس سر به آسمان برداشت ، و