أو اظهار كرد : " إبراهيم ! به خدا سوگند ، خواه مختار پشيمان شود يا نشود ، ما در
اين مدت ، منتظر فرصت ومتوقع لحظه اى بوديم كه به أو دسترسى پيدا كنيم وأو را
بكشيم . نه تنها أو ، بلكه قتل تو نيز از أهداف وآرزوهاى ما بود ، ولى شما نسبت به ما
سبقت وپيشى گرفتيد . بدانيد شما به ما ظلم نكرده أيد ، اگر ما هم بوديم اين گونه رفتار
مىنموديم . "
در اين لحظه حساس ، إبراهيم حر به اى را كه وزن آن بيش از سه رطل ( 1 ) بود ، به
سينه اش كوبيد وآن را از پشت أو بيرون آورد واز تمام آن چهارده نفر آسوده خاطر
شدند . مختار رو به مرد أزدى آورد وأو را با خلعتهاى پر قيمت وارزشمند مخلع
ساخت . سپس رو به أصحاب خود نمود وفرمود هر آن كس كه أبا عبد الله حسين ( ع ) را
دوست مىدارد ، به اين مرد ازدى عطا وبخشش نمايد . أصحاب وياران ، هر كدام به
فراخور حال بخشش نمودند . كمكهاى آنان تا سر حد قد أو بالا آمد . أو زير كمكها
وبخششهاى مختار ويارانش قرار گرفت . وى پس از ديدن اين منظره دل انگيز وپر شور ،
رو به مختار نمود وگفت : " أمير ! من درهم يا دينارى از اين هدايا را نمىگيرم . أصحاب
وياران حسين سزاوارتر هستند كه اين أموال در اختيار آنان باشد تا در راه خدا به جهاد
ومبارزه ادامه دهند . اگر من علاقة مند وعاشق مال دنيا بودم ، به دست آوردن آن بسيار
سهل وآسان بود . من هر چه را مىخواستم ، عامر بن أبي ربيعه در اختيارم مىگذاشت .
من تنها رضا وخشنودى خدا را مىطلبم . در اين وقت همه أصحاب وياران ، حال
وموقعيت أو را غبطه مىكردند .
سرنوشت عامر
پس از رد عطاياى ياران مختار ، مرد أزدى به مختار عرض كرد : " آيا علاقة
دارى عامر را دست بسته تحويل شما دهم ؟ "
هامش
1 - رطل پيمانه يا وزنى است كه وزن تقريبي آن نصف من مىباشد ، ورطل در مصر
453 گرم است . ( المنجد )