تغذيه جهت 400 هزار نفر سواره از سپاه مروان را نموده بود واگر انجام نمىداد ، تهديد
نموده بود كه خود أو را گروگان خواهند گرفت .
أبو مخنف گويد : " هر دو پيك همزمان نزد حنظله رسيدند . غلامان ، به أو خبر
رساندند كه دو قاصد يكى از سوى إبراهيم وديگرى از طرف ابن زياد وارد شده اند . أو
هر دو قاصد را به حضور پذيرفت ودر حالي كه بر تخت خود تكيه زده وغلامان
ودربانان دور أو را گرفته بودند ، آن دو پيك را پذيرفت . هنگامى كه هر دو نفر حاضر
شدند وبه أو سلام گفتند ، پرسيد : " كدام يك از شما قاصد إبراهيم مىباشيد ؟ "
پيك إبراهيم خود را معرفى نمود .
حنظله به أو گفت : " نزديك من بيا ! خدا تو را رحمت كند . "
أو پيش حنظله آمد . أو را در كنار خود در تخت نشاند ونامه أو را گرفت وقرائت
نمود وشديدا با صداى بلند گريه نمود وبقيه نامه را خواند وگفت : " چشم ! با كمال
علاقة ورضايت مىپذيرم ومن نخستين فردى هستم كه در پيش روى أو مىجنگم
ودر طلب خون حسين مظلوم ( ع ) أو را همراهى مىنمايم . "
سپس رو به سوى پيك ابن زياد ملعون كرد وگفت : " براي چه آمده اى ؟ " أو نامه
را تسليم حنظله نمود . ناگاه چشمش به كلمه اى افتاد كه مىگفت : " تو در گروگان هستى ،
مگر اين كه آذوقه وعلوفه چهار صد هزار نفرى را تأمين نمايى ! " پس نامه را پاره پاره
كرد وبه أصحاب وياران خود گفت شمشير مرا حاضر سازيد . هماندم گردن قاصد
ابن زياد را زد . آنگاه خلعتى به قاصد إبراهيم بخشيد وبه گردن أو زنجير پربهايى افكند
ومركب تندروى را به أو اهدا نمود وگفت : " به پيش أمير وفرمانده خود برگردد !
وآنچه را ديده اى براي أو تعريف كن ! " واضافه كرد : " من آماده أم آذوقه وعلوفه را
فرآهم سازم ومردم شهر من آماده ومنتظر ورود ايشان مىباشند وسلام مرا به ايشان
برسان ! أولاد وفرزندان ومردم من در خدمت ايشان مىباشند . لطفا به أو برسان كه در
ملاقاة دشمنان راه خدا ورسول أو ، جديت تمام به خرج دهد . . . "
قاصد به سوى إبراهيم برگشت . نامه را به أو تسليم كرد واتفاقاتى را كه در پيش
اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٢٧٧