نمود . مختار بسيار خوشحال گرديد وبا أو معانقه انجام داد وأو را آزاد ساخت . مشايخ
وبزرگان اعزامى كوفه ، وارد محضر مختار شدند وانگشتر محمد حنفيه را تسليم أو كردند
ومنادى آنان بين مردم كوفه ندا داد كه همگى به بيعت مختار گردن نهند وبدين گونه ،
همگى به أطاعت أو گرويدند .
مختار پرچمى را به إبراهيم بن اشتر داد و 24 هزار نفر سواره وشمشيرزن را
همراه أو ساخت وأو را مأمور حركت به سوى مناطق شام وملاقاة با دشمن خدا
ورسول خدا ( ص ) ، عبيد الله بن زياد نمود . إبراهيم با جديت تمام به سوى مقصد خويش
حركت نمود تا در شهر " انبار " فرود آمد ، هنگامى كه سپاه أو از آن شهر عبور
مىكردند ، مردم انبار گفتند : " اين چه سپاهى است ؟ "
گفتند : " اينان ياران وأصحاب امام حسين ( ع ) هستند . " پس آنان زاد وتوشه
وعلوفه آوردند وبه إبراهيم اصرار ورزيدند كه بدون دريافت وجه آنها را بپذيرد ، ولى
إبراهيم با پرداخت بالاترين وجه آنها را خريد واز آن نقطه عبور نمود تا به " نخل
اسودى " رسيدند ودو روز در آنجا أقامت كرده واز آن مكان عبور نموده ، وارد " دير
لطيف " شدند ولحظاتى در آن نقطه أقامت ورزيدند . سپس به " حصون جعفر " رفته
واز آن نقطه به " تكريت " رسيدند ودر آنجا قلعه بلندى بود . أهل تكريت درها را به
روى آنان بستند وپرسيدند : " اين سپاه از آن كيست ؟ "
گفتند : " ما أصحاب وياران حسين مظلوم ( ع ) هستيم . " در اين هنگام ، گريه
وناله آنان بلند شد وهمگى نواى يا محمدا ! يا عليا ! وا حسينا ! سردادند . آنان زاد وتوشه
وعلوفه آوردند . سپاهيان إبراهيم بدون اخذ قيمت از گرفتن آنها امتناع ورزيدند . مشايخ
وبزرگان شهر به حضور إبراهيم فرمانده سپاه رسيدند واظهار داشتند : " أميرا ! ما هم
مىخواهيم در اين امر مقدس سهم ونصيبي داشته باشيم ودر ثواب خونخواهى امام
حسين ( ع ) شركت بنماييم . از أموال خود ده هزار دينار تقديم مىكنيم ودرخواست
داريم كه از ما بپذيريد ودر ميان افراد سپاه تقسيم نماييد . ولى إبراهيم نپذيرفت
وچيزى نگرفت . "
اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٢٧٥