هنگامى كه پى مىبرند حيات وبقايشان ، مانع ورادع از تعقيب وادامه پيروى از
مقصد ومرام الهى است ، وزنده ماندنشان ، حايل ومانع بين آنان واكرام وبخشش الهى
مىباشد ، لباسهاى حيات را از تن بيرون مىكنند ودرهاى لقاى محبوب را مىكوبند وبا
بذل جانها وتقديم أرواح خويش ، در طلب وجستجوى اين پيروزى ، متلذذ وكامياب
مىگردند وبدنهاى خود را در معرض مخاطرات شمشيرها ونيزه ها وآماج تيرها قرار
مىدهند . . .
آرى ، نفوس كربلاييان وطفوفيان براي نيل به اين وصال بزرگ ولقاى با شكوه
الهى ، جهت گيرى نموده است ، به حدى كه در استقبال مرگ با همديگر به مسابقه
پرداخته اند ونفوس خود را آماج تيرها ، نيزه ها وشمشيرهاى دشمنان قرار داده اند . آنان
چقدر زيبنده وشايسته تعريف وتوصيف مرحوم سيد مرتضى علم الهدى ( 1 )
مىباشند ، آنجا كه اين حماسه سازان را چنين مدح وتوصيف مىفرمايد :
" آنان افرادى هستند كه خود را به سرزمين پر حرارت وسوزان افكنده ، ودر
جوار قرب حضرت حق جا گرفته اند . گويا در منطق آنان ، قاصدان ضرر رسان ، در واقع
سود رسان ونافعان هستند ، وقاتلان وكشندگان ، در واقع احياگران وبخشندگان حيات
وهستى مىباشند . "
اگر نبود امتثال امر ودستور سنت وكتاب ، كه بايد در همچو مواردى لباس عزا
ومصيبت بپوشيم ، از آن جهت كه پيشوايان هدايت ما ، توسط أرباب ضلالت وگمراهى به
فيض شهادت نايل آمده اند ، وسياه پوشى ما به خاطر از دست دادن اين سعادت بزرگ
واز دست رفتن شوق واشتياق شهادت است ، جا داشت در مقابل اين نعمت بزرگ
( وصال به حق ) لباسهاى شادى وسرور بر تن كنيم وشادمانى نماييم . ولى چون در
پوشش لباس مشكى ، رضايت وخشنودى حضرت حق ورضايت وعلاقة بندگان
نيكوكار وصالح نهفته است ، پس جامه ماتم به تن مىكنيم وبا فرو ريختن اشكهاى
هامش
( 1 ) سيد مرتضى علم الهدى : علي بن حسين بن موسى ، از دانشمندان بزرگ شيعه وپيشواى طالبيان ،
در سال 433 ه . ق در بغداد وفات يافت وآثار وتأليفات بسيارى از خود به يادگار گذاشته است كه از
آن جمله مىتوان به : امالى ، انتصار ، الشافي في الإمامة اشاره كرد .